آقا على مدرس زنوزى طهرانى (مدرس) (حكيم مؤسس)

27

مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى (فارسى)

بواسطه همين مناسبات و آثار و ودايع ممتاز مىشود . هر چقدر كه نفس قوىتر باشد و در سير تحصيل كمال صعود بيشترى كرده باشد ، بدن او نيز پس از مفارقت نفس از آن قوىتر خواهد بود ، لذا بدنهاى مقرّبين به حسب درجاتشان فاسد نمىشود . نفس حتى بعد از مفارقت از بدن ، فاعل بدن است . نفس پس از و اصل شدنش به كمال ذاتيش فاقد حركت خواهد بود ، اما بدن پس از مفارقت از نفس به حركت خود ادامه مىدهد . بدن اخروى عين بدن دنيوى است ، اما نه با لوازم دنيوى ، بلكه عينيت حقيقى با حركت جميع اجزاء بدن از دنيا به آخرت . غايت اين حركت استكمالى ، وصول بدن به نفس در دار آخرت است . بنابراين در معاد ، اين نفس نيست كه به سوى بدن دنيوى تنزل يا عود مىكند ، بلكه اين بدن است كه به سوى نفس مجرد صعود مىكند . رأى ابتكارى حكيم مؤسس در باب معاد جسمانى مبتنى بر سه اصل عقلى است كه در آغاز رساله سبيل الرشاد مورد بحث و اشاره قرار گرفته است : اصل اول : بين مركبات حقيقى و مركبات اعتبارى تفاوت است . مركب حقيقى مىبايد داراى دو جزء جوهرى باشد ، جزء اول هيولى و استعداد و قوّه ، جزء دوّم صورت كه مبدء تحصل و منشأ فعليت و باعث وقوع جزء بلا تحصّل مىباشد . ملاك تحقق مركب حقيقى اين است كه اجزاء مركب يعنى مادّه و صورت به وجود واحد موجود باشند . لذا صرف معلوليت بعضى از اجزاء و عليت برخى ديگر ، بدون ائتلاف و وحدت طبيعى ، تركيب حقيقى و طبيعى حاصل نمىشود . اصل دوّم : تركيب نفس و بدن تركيب حقيقى اتحادى مىباشد . بدن و قواى بدنى علل اعدادى تكامل نفس مىباشند و نفس صورت تمامى بدن و قواى آن است . لذا نفس علت موجبهء بدن ، و بدن علت معدّه و زمينهء تكامل ذاتى و جوهرى نفس است . از باب همين مسانخت ذاتى است كه آثارى از نفس به بدن و بالعكس سرايت مىكند . اين تركيب اتحادى نشان از تلازم نفس و بدن در جميع نشآت وجود و مراحل هستى اعم از دنيا و آخرت دارد . اضافهء نفس به بدن مادى كه اضافه‌اى ذاتى است و از حركتهاى جوهرى و تحولات ذاتى بين نفس و بدن ، اين تركيب طبيعى و اتحاد حاصل شده است ، هرگز منقطع نمىشود و بعد از عروض موت نيز اين اضافه به اعتبارى باقى است .