الإمام زين العابدين (ع) (مترجم: حميد فتاحى)
37
الصحيفة السجادية الكاملة (صحيفه كامله سجاديه همراه با پيامها پاسخگوى نيازها) (فارسى)
مىشود يا نه ؟ و يا اينكه وجوبى در كار نيست بلكه قبول آن ، تفضل و كرم و تَرحُّم الهى بر بندگانش مىباشد ؟ معتزله ، معتقدند كه قبول آن بر خدا واجب است . اشاعره ، به تفضل و رحمت بودن توبه معتقدند ، شيخ طوسى رحمه الله در كتاب انتصار و علامِّه در بعضى كتب كلامى ، تفضل و رحمت بودن را بر گزيده ، ولى خواجه در تجريد توقف نموده است . « 1 » نقد و بررسى : آنچه از آيات قرآن به ويژه آيه « وَإِذا جاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ » « 2 » استفاده مىشود ، اينكه ( كَتَبَ ) به معناى ( اوجب ) است كه خداوند رحم و گذشت را بر خود واجب كرده اگر كسى كار بدى را به سبب نادانى انجام داد و سپس توبه كرد و خود را اصلاح نمود ، او بخشنده و مهربان است . اين مطلب اگر يك وعده الهى هم باشد باز وفا به عهد واجب مىگردد ، چون خودش فرموده « إِنَّ اللَّهَ لَايُخْلِفُ الْمِيعادَ » خداوند هرگز از وعده هايش تخلف نمىكند ، اگر بخواهيم عقايد بزرگان را با ملاحظه ادله ، جمع كنيم ، بايد بگوئيم ، تفضل و رحمت بودن توبه ، به ايجاد آن مربوط مىشود يعنى هيچ كس حق ندارد خدا را به قبول توبه ملزم كند ، حالا كه خود با آن رحمت واسعهاش ، اين در را به روى انسانها گشوده ، و وعدهء پذيرش را هم داده است ، سزاوار شخص كريم نيست كه به وعده خويش عمل نكند ، پس وجوب قبول و تفضل و رحمت ، قابل جمع هستند ، و شايد توقف خواجه هم به اين منظور بوده است .
--> ( 1 ) . مجمع البحرين ، ج 2 ، ص 14 . ( 2 ) . سورهء 6 ، آيهء 54 .