الإمام زين العابدين (ع) (مترجم: حميد فتاحى)
142
الصحيفة السجادية الكاملة (صحيفه كامله سجاديه همراه با پيامها پاسخگوى نيازها) (فارسى)
نكردم و بلكه به سوى آنها شتافتم ، 3 - در برابر نعمتهائى كه برايم مرحمت كردى اما در شكرگزارى از آنها كوتاهى نمودم و آن خصلتى كه براى خواستن از درگاهت مرا جرأت داده و علاقمندم مىكند وجود احسان و بخششهاى توست ، چون به هر كسى كه از صميم دل به تو روى آورد و با گمان نيك بسويت وارد شود [ و عقيدهاش اين باشد كه پروردگار متعال رئوف و مهربان و بخشنده است ] عنايت نموده و دعايش را مستجاب مىكنى ، بخاطر اينكه تمام بخشش و نيكىهايت از روى بزرگوارى و بدون سبب صورت مىگيرد و همهء نعمتهايت ابتدائى هستند يعنى بدون در نظر گرفتن اعمال خير كسى نعمتها را بر آنها سرازير مىكنى ، [ اين جمله معناى لطيفى را روشن مىكند كه روش خداوند اين نيست منتظر كار كسى باشد و بعد به وى نعمت دهد بلكه همانند خورشيد از اول صبح به نور افشانى خود ، بدون انتظار ادامه مىدهد ] . نكته : مطرح شدن اين گونه اعمال و يا خصلتها از انسانهاى معصوم عليهم السلام در جهت تعليم به ديگران است چون با شخصيت و منزلت آنان سازگار نيست ، و لذا بايد به شكل مناسبى تعريف كرد : 1 - اينكه آنان براى تعليم و آگاهى دادن ديگران ، از اين روش استفاده مىكنند ، تا موانع را در ارتباط با عدم استجابت دعا روشن كنند ، 2 - چون در خفقان كامل قرار گرفته بودند و نمىتوانستند بطور آشكار مطالب را بيان كنند و از طريق دعا مسائل را مطرح مىكردند تا از شرّ دشمنان در امان باشند ، 3 - در مراتب كمال و اوج عرفان ، اين گونه مطالب جايگاه ويژهاى پيدا مىكنند ، و معناى آنها چنانچه در ميان افراد عادى مطرح است مراد نيست زيرا انسان كامل و معصوم كارهاى مباح را هم بر خود گناه تلقى مىكند در حالى كه گناه اصطلاحى نيست . 2 - فَها 1 أَنا ذا 2 ، يا إِلَهِي ، واقِفٌ 3 بِبابِ عِزِّكَ وُقُوفَ الْمُسْتَسْلِمِ 4 الذَّلِيلِ ، وَ