الإمام زين العابدين (ع) (مترجم: حميد فتاحى)

120

الصحيفة السجادية الكاملة (صحيفه كامله سجاديه همراه با پيامها پاسخگوى نيازها) (فارسى)

از اين كارها نابسامانى روان به خوبى روشن مىشود ، كسى كه در دل به خيانت ديگران طراحى مىكند . بدون ترديد او فردى است كه در احساس حقارت و كمبودها درگير است چون اگر چنين نبود ، راه خيانت پيش نمىگرفت ، و سپس به خود بزرگ بينى و خود پسندى روى نمىآورد ، چون با كار اولش متضاد است زيرا او اگر از يك بزرگى و مقام ارجمندى بر خوردار است پس چرا در خلوتها توطئه مىكند ؟ و جمله سوم هم اين دو روش را ، تخريب مىكند ، انسانى كه در خلوت و پنهانى به فكر خيانت است و در ظاهر خود پسند است و اعمالش را خوب مىپندارد ، پس چگونه به طولانى كردن آرزوهايش روى مىآورد ؟ چون طولانىتر كردن اميد و آرزوها ، به معناى راضى نبودن به وضع موجود خويش است ، به هر حال راز و رمز روانشناسى ، با رفتار و گفتار و تمايلات هويدا مىشود . چهارم . . . سُوءِ السَّريرُةِ . . . از بد بودن اندرون به تو پناه مىبريم ، كلماتى مانند ( درون ، باطن ، اندرون ، و . . . ) در گفتگوها مطرح است و هيچ كس نمىتواند مصداق آنها را داخل شكم بداند بلكه هر ظاهرى باطنى دارد و انسان هم باطنى دارد كه از ديد حواس ما پنهان است كه همان روان و نفس اوست چه اگر در آلودگى وسوسه‌ها ، خيانت‌ها ، گناهان واقع شود بى ترديد نام ( خبث باطنى يا سوء سريرة ) به خود مىگيرد چون تمام خواسته و علاقه هايش در فساد و گناه و ستم به ديگران تمركز يافته است و لذا گناهان بزرگ را كوچك و بى تأثير مىداند و به هر كار زشتى اقدام مىكند و در اين صورت غلبه و تصرف كامل شيطان بر او ، و مركز تصميم گيريش قطعى شده است و او بدون مزد و بىاختيار در استخدام عوامل انحراف واقع گرديده است ، بنابر اين گناهان كوچك و تخلف‌هاى جزئى بتدريج زمينه نابسامانى را در روان پديد مىآورد و بعد از مدت كوتاهى جنايات بزرگى را مرتكب مىشود و هيچ احساس ناراحتى هم نمىكند و لذا حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد : . . . و لا تُرَخِصُّوا لَأنْفُسِكم فَتَذهَبَ بِكُمُ