حميد فتاحى

56

شرح نوين زيارت عاشورا همراه با پيام ها و رازها (فارسى)

4 . ( الا تَربع . . . ) كلمه ( رَبَع ) به چهار زانو نشستن شتر هم مىگويند و در ميان عربها به يك مثل تبديل شده وقتى كه بخواهند فرد جاهل و غافل و نفهمى را نصيحت كنند مىگويند چرا سرجايت نمىنشينى و چرا از كمبودها و كوتاهى دستانت در رسيدن به درك حقايق آگاه نيستى ؟ يعنى از حريم خودت خارج مىشوى و درباره كسى يا مسائلى حرف مىزنى كه اصلًا صلاحيتش را ندارى مانند اينكه يك فرد معمولى و بى سواد ، از علم و دانش و تخصصهاى دانشمندان و پزشكان سخن مىگويد هر شنونده‌اى او را مذمت مىكند كه تو را نشايد در حق كسانى سخن بگوئى كه هيچ نوع شناخت و دركى از رشد و كمالات و معلومات آنها ندارى . حضرت با اين جمله‌هاى بسيار پر محتوا همه انسانها را مخاطب قرار مىدهد تا هر كسى به مقدار درك و فهمش اظهارنظر كند و در غير اين صورت حق اظهارنظر ندارد و نبايد درباره مسائلى كه از آنها آگاهى ندارد و از اشخاصى كه هنوز آنها را نشناخته و . . . سخن بگويد و اگر هم گفته باشد در نزد خردمندان و انسانهاى بيدار و هوشيار هيچ ارزشى نخواهد داشت . اما چون مستقيم به معاويه پاسخ مىنوشت همه اين مسائل را به او رساند : 1 . تو در مسير حق نيستى تا بتوانى پيروان آن را بشناسى . 2 . تو از فاضل و برتر قرآنى چيزى را نه مىتوانى بفهمى و نه مىپذيرى . 3 . مهاجرين نخستين و مقاماتشان و تعريف طبقات آنها به تو و خاندانت هيچ ربطى ندارد چون كه شماها وضعيت را بر پيامبر و پيروانش بقدرى بحرانى كرديد كه همگى از وطن خويش خارج شدند . 4 . چرا بى خود حرف مىزنى چرا در حد و اندازه خودت كه يك فرد