أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)

99

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)

كه عليه او قيام كنند . قيصر از اين جواب خوشش نيامد و بلند شد ! اين بلند شدن به منزلهء اجازه‌اى است كه براى خارج شدن به كسى داده مىشود ! سپس سيّد عازم اروپا شد و قصدش اين بود كه از نمايشگاه پاريس سال 1889 ديدن كند . در اثناى سفر از روسيه به « پاريس » در شهر « مونيخ » دوباره با شاه ملاقات كرد ، و شاه از او عذرخواهى نمود ، و مجدداً دعوتش كرد تا همراه او به ايران بگردد و وعده داد كه طرح اصلاحى او را بپذيرد و به كار ببندد . سيّد در آغاز امر موافقت نداشت ، ولى بالاخره آن را پذيرفت . حال دوباره سيّد را در « تهران » مىبينم كه عامّه علما و بزرگان اطراف او را گرفته‌اند ! و آن‌چه در اذهان مردم نيكوخواه از اصلاح امور موج مىزد ، اينك به صورت خلاصه و به شكل تبلور يافته‌اى سيّد آن را به زبان مىآورد . سيّد و اطرافيانش مىكوشند تا براى اصلاح ادارات و تأسيس عدالت‌خانه و وضع قوانين اقدام كنند و بالاتر از همه « حكومت شورايى » براى اداره كشور مورد بحث قرار گرفته است . جنبش كم‌كم توسعه پيدا مىكند و شاه نيز خود را براى پذيرفتن پيشنهاد او آماده نشان مىدهد ، مردم روشن‌فكر نيز وصول به هدف را نزديك مىبينند ، ولى طولى نمىكشد كه فضا تيره‌وتار مىشود و نشان مىدهد كه صداى رعد و برق عنقريب به گوش خواهد رسيد ! صدر اعظم در ذهن شاه ايجاد وسوسه كرده و به شما مىگويد : حكومت مشروطه از شاه سلب قدرت خواهد كرد و رژيم قانون و ادارى كه طرح شده ، بالاتر از حد صلاحيت مردم است و از اين گونه گفتارهاى ناهنجارى كه هنگام اقامت سيّد در « مصر » آن روزها و در