أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)
88
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)
تحقيق و انصاف او ! ستوده بود و گفته بود از كنفرانس وى استفاده زياد كرده است ! و سپس گفته بود : « اين كنفرانس مشمتل بر دو كلمهء اساسى است : 1 - دين اسلام به طور قطع و مسلم ، با توجّه به نحوهء ظهور و بروز و نشو و نماى ، آن به نهضتى علمى كمك كرده است . 2 - ملّت ذاتاً نه براى علوم ماوراء الطبيعه و نه براى فلسفه ، صلاحيتى ندارند ؟ امّا راجع به نكتهء اول بايد بگويم : پس از آنكه انسان اين كنفرانس را از اول تا آخرش مىخواند ، از خود مىپرسد ، آيا اين فكر از ناحيهء ديانت اسلام صادر شده يا اينكه منشأ آن ، چهرهاى است كه از ديانت اسلام و عالم منتشر شده است ؟ يا اينكه مصدر همه اين عوارض ، اخلاق ملّتهايى باشد كه به اسلام گرويدند ، يا مجبور بر گرويدن آن شدند ! و يا اينكه عادات ، و ملكات طبيعى آنها منشأ و مصدر اين امر باشد . به هر حال كوتاهى وقت به « مسيو رنان » اجازه نداده است كه اين نكته را روشن كند » . سپس مرحوم سيّد ، به تشريح اين مطلب پرداخته كه آنچه در اين باره به روزگار مسلمانان آمده ، نمونه آن در دينهاى ديگر نيز بوده است و افزوده است : « براى مثال مىگويم ، آقايان محترم ! رؤساى كليساى كاتوليكى - تا جايى كه من مىدانم - اسلحهشان را بر زمين نگذاشتهاند ، در حالى كه سرگرم جنگ بودهاند و با چيزهايى مىجنگيدهاند كه آن را تدليس و گمراهى نام گذاشته بودند : يعنى علم و فلسفه ! » و باز ادامه داد : « نكته دوم را همه مىدانند كه ملّت عرب از حال توحشى كه داشت بيرون آمد و در راه پيشرفت ذهنى و علمى گام