أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)

53

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)

موضوعات در حكم بندگانى بودند كه براى كوبيدن دشمنان او و مدح دوستان او تسخير شده بودند . اديب كوچك ، مداحى بود براى ثروتمند كوچك و اديب بزرگ مداحى بود براى امير بزرگ ! ولى سيّد جمال‌الدين آمد و ادبيات را در راه خدمت ملّت تسخير كرد ، تا بدين وسيله حقوقش را مطالبه كند و در قبال ظلمى كه بر او مىشود ، دفاع نمايد و بر هر كسى كه به او تعدّى كند - هر كس مىخواهد باشد - حمله و هجوم آورد . ادبيات براى مردم ، وضع ناگوار و بدبختىهايشان را و هم كسانى را كه سبب فقر مردم شده‌اند ، معرفى كند و مردم را تشويق نمايد تا از ظلمات درآيند و به سوى نور بشتابند و از قدرت و خشم حاكم نترسند و بدانند كه حاكم قدرتى ندارد مگر به وسيلهء مردم ، و غنا و ثروتى ندارد ، مگر آن‌چه از مردم و اين‌كه مردم در مطالبهء حقوق غصب شده و سعادت از دست داده‌شان قيام كنند و بكوشند ، با توجّه به اين معانى ، جمال‌الدين ادبيات تازه‌اى را براى مردم آورد كه بيشتر از آن‌چه به حاكم ناظر باشد ، به مصلحت مردم نگاه كند و ايجاد آزادى بنمايد . بندگى را از بين ببرد و حقوق مردم و وظايف حاكم را تشريح كند و اديبى بسازد كه بر امرا نظارت داشته باشد ، نه اين‌كه گدايى باشد كه به طرف ثروتمندان دست دراز كند . و به هر حال اين نغمه‌اى بود تازه و سرودى نو كه مسلمانان در دوران استبداد با آن آشنايى نداشتند . شيخ محمد عبده در وصف حال مصر پيش از آمدن جمال‌الدين به مصر گفت : « مردم مصر قبل از سال هزار و دويست و نود و سه شؤون عمومى بلكه خصوصى همهء مردم را ملك مطلق فرمانرواى بزرگشان مىدانستند و همچنين كسى كه در ادارهء امور مردم نايب و نمايندهء