أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)
50
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)
جلو همهء مردم باز است ولى شناختن طبيعت براى همه مقدور نيست مگر براى عدهاى قليل . بايد پرسيد اين چيز تازهاى را كه « شيخ محمد عبده » نزد « سيّد جمالالدين » يافت و به درستى آن مطمئن شد و راه را پيدا كرد ، چيست ؟ آنچه نزد سيّد جمالالدين بود ، عبارت بود از اصول كلىاى كه پايه و ميانهء فلسفه است . هر كس از صفحات كتابها چيزى را بخواند ، و به همان مرجع مراجعه مىكند و حكم و معيار در صحت آنچه صحيح است و بطلان آنچه باطل است ، از آن گذشته شخصيت نيرومندى است كه به طور قطع و جزم در هر چيزى حكم مىكند ، و مانند « شيخ حسن طويل » دچار ترديد نمىشود . به علاوه همهء جزييات علمى و عملى را در يك رشته مىكشد ، و همهء دريچهها را مىگشايد ، تا از مجموع آن وحدتى به وجود آيد . بنابراين تصوّف و فلسفه و همهء دين و دنياى شخص ، همه و همه درست نيست كه هر يك - از اينها مانند اتاقى باشد قفل زده ! ، بلكه همهء اين مباحث ، بايد در برابر يكديگر قرار گرفته و هماهنگ باشند ، تا از مجموع آنها موسيقى واحدى به وجود آيد . و همين كه كار به اينجا كشيد ، نظر انسان درست و قاطع خواهد بود و ديگر شك و شبهههاى دردناك و حيرت خفهكننده ، از شخص زايل خواهد شد و حكم قاطع صدور خواهد يافت ، كه درست چيست ، و نادرست چيست ؟ ، و سودمند چيست و زيانآور چيست ؟ و چه كارى بكنيد و چه كارهايى نكنيد ؟ و همهء معالم در برابر نظرش روشن خواهد شد و همهء راهها نيز واضح و روشن جلوه خواهند كرد ، ولى گرفتار شدن به اينكه فلان جمله صحيح و فلان جمله ناصحيح و فلان مؤلف خطا گفته و آن مؤلف ديگر درست ،