أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)
44
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)
تناسب : داراى چشمانى كشيده و حدقهاى بزرگ - صورتى برآمده و برجسته - سينهاى پهن و خوش منظره و هنگام ملاقات گرم و بشاش ، خداى متعال همانطور كه كمال و اخلاق به او مكرمت نموده بود ، اين كمال و تمامى را ، در خلقتش نيز به كار برده بود . « 1 » او رسالتش را درك كرده بود و مىدانست انجام اين رسالت مستلزم چه جهاد و تلاشهايى است . و چه بار سنگينى است كه بايد بر دوش خود بگذارد . بدين جهت با هيچ خانوادهاى مربوط نشد . و مال نيز نتوانست او را فريب بدهد . اين بود كه زندگى را در خدمت افكار و مبادى سودمند خود به كار مىبرد و در تمام شبانه روز به يك بار غذا اكتفا مىكرد . گو اينكه در صرف چاى و كشيدن سيگار افراط مىكرد . هر لحظه براى نفى و تبعيد آماده بود . تبعيد شدن براى او هيچ زحمتى نداشت ! جامههايش را در تن و كتابهايش را در صندوق سينهاش نگاه مىداشت . مشاغلش در مغزش بود و رنج و مشقتش در قلبش . سرزمين « ايران » و « هند » و « حجاز » و « آستانه » را زير پا گذاشته بود و در اين كشورها زيست كرده بود . ولى ، شايد پربركتترين و سودمندترين ايام زندگيش ، همان اوقاتى بود كه در « مصر » به سر مىبرد . مدت اقامت وى در مصر از اول محرم سال 1288 ه . تا سال 1296 بود . اين دورهء هشت ساله از پربركتترين دورهها براى مصر ، بلكه براى جهان شرق بود . اين خير و بركت از جهات ظاهرى ، يعنى از لحاظ جمال مظهر و رونق صورى و سعادت مادى اهالى مصر نبود ، بلكه بدان جهت بود
--> ( 1 ) . توصيفى است كه مرحوم شيخ محمد عبده از خصوصيات مرحوم سيّد به قلم آورده است .