أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)
17
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)
آن مىفرستادم كه چاپ مىشد ، تا آنكه من به تهران آمدم و او عاشقانه از اسلام صحبت مىكرد و يك بار هم مرا براى افطار دعوت كرد . . . امّا وقتى دو سال بعد ، انحرافاتى در مجلهء پيمان و پرچم و نشريات وى ديدم ، روزى به سراغ وى رفتم و پس از مباحثاتى كه ديدم تأثيرى ندارد ، به او اخطار كردم كه « هذا فراق بينى و بينك » ! و از او جدا شدم » . كسروى دچار « خودگندهبينى » شد . . . عضويت در انجمن علمى سلطنتى لندن ، انجمن پطروگراد و انجمن علمى واشنگتن ، او را سخت مغرور كرد . شذوذاتى هم خود داشت كه دچار آن انحراف بزرگ شد و آن ظلم را بر اسلام و تشيع روا داشت و خداوند بيامرزد نواب صفوى را كه جواب مردانه به او داد و او را از سر راه اسلام برداشت . . . چون واقعاً راه ديگرى براى اصلاح باقى نمانده بود . چقدر مرحوم حاج سراج انصارى و خود مرحوم نواب و ديگران با او بحث كردند ، فايده نداشت و اگر كسروى مانده بود ، در افساد نسل جوان نقش خاصى را ايفا مىكرد كه خوشبختانه چنين نشد و يك گلولهء نواب ، بيشتر از مباحثات اثر داشت . . . * * * مرحوم استاد سعيدى ، بىشك در گسترش انديشه و فرهنگ اسلامى ، در نيم قرن اخير ، نقش خاصى را به عهده داشت . او علاوه بر كتابها و مقالات بىشمارى كه در مجلات و جرايد مذهبى مىنوشت : ( آيين اسلام ، پرچم اسلام ، نداى حق ، مسلمين ، نور دانش ، مكتب اسلام ، وظيفه ، مكتب تشيع ، فروغ علم ، پيكار انديشه ، گنج شايگان و . . . ) در تمامى فعّاليّتهاى فرهنگى - اجتماعى - سياسى ،