أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)
117
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)
حدود امكان و به هر شكلى كه در قدرتشان باشد ، استقلال خود را به دست آورند و از خطرهايى كه همه را فرا گرفته نجات يابند . سيّد در دوران زندگى دو پرچم را بر دوش مىكشيد ، ولى پس از رحلت وى ، اصلاح طلبان نتوانستند در آن واحد ، حامل هر دو پرچم باشند ، بلكه يكى از اين دو پرچم را بر دوش مىكشيدند . مثلًا « شيخ محمد عبده » كه بزرگترين و قوىترين شاگردان او بود ، پرچم فرهنگى را بر دوش گرفت ، نه پرچم سياسى را ، و نيز اين نكته بعداً كشف شد كه سرگرمى و همكارى او در نشر مجله « عروةالوثقى » و امثال آن ، صرفاً به خاطر سيّد جمالالدين بوده نه محض علاقه خودش ! و به همين ملاحظه بود كه قبلًا نيز به مرحوم سيّد پيشنهاد كرد كه به جاى راه انداختن مجله ، مدرسهاى تأسيس كند براى تربيت زعما ! و روى همين انديشه ، پس از آنكه مستقل شد ، در « بيروت » به همين كار مشغول شد و شغل تعليم صرف را بر عهده گرفت و هنگامى كه دوباره به « مصر » بازگشت برنامهء او به تمام معنى الكلمه ، بلكه با وسيعترين مفهوم ، تا جايى كه مقدورش بود ، تعليم و تدريس بود و بس . « 1 » به همين مناسبت طرحى به مقامات حاكم تقديم نمود كه او را استاد مدرسه « دارالعلوم » قرار دهند يا ناظم آن ! ولى مقامات دولتى چون از سابقهء ارتباط او با محصلين وحشت داشتند ، براى اينكه از ناحيه او مصونيت داشته باشند ، مقام قضاوت را به او سپردند . يا اينكه در
--> ( 1 ) . اسفند ماه 52 كه كنفرانس سران كشورهاى اسلامى در شهر « لاهور » تشكيل شد . روزنامهء « دان » نوشت : 77 سال قبل ازاين ، سيّد جمالالدين در چنين ماهى فوت كرد و امروز يكى از آرزوهاى او صورت عمل به خود گرفته ولى آيا واقعاً سران كشورها ، هدف سيّد را تعقيب مىكردند ؟ پاسخ با خوانندگان گرامى است . ( مترجم