أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)

115

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)

كنند » . « گولد زويهر » « خاورشناس بزرگ آلمانى » مانند « پروفسور براون » معتقد است : « جمال‌الدين مردى بود ، فيلسوف ، نويسنده ، خطيب ، ژورناليست و بالاتر از همهء اينها مردى بود سياسى كه دوستانش او را يك فرد ملى بزرگ و دشمنانش او را مرد تحريك كننده و خطرناكى مىدانند و اين مرد از لحاظ علاقه و تمايل به ايجاد حكومت ملى و پارلمانى كه در چند دههء اخير در كشورهاى اسلامى به وجود آمد به شدت تأثير داشته است . از اين گذشته ، او مىكوشيد تا كشورهاى اسلامى را از زير بار سيطره و سلطه اروپاييان و استثمار بيگانگان نجات دهد ، كما اين‌كه طرفدار تشكيل جامعه‌اى بود كه حكومت‌هاى اسلامى ، از جمله ايران شيعه ، تحت نظم و انضباط درآيند ! تا به وسيلهء اين انضباط از شر مداخله ديگران در امان باشند و همين‌طور مىكوشيد تا ادارات داخلى كشورهاى اسلامى ، مانند كشورهاى اروپايى منظم گردند ! » مرحوم سيّد شخصاً راجع به خود چنين نوشته است : « تا جايى كه امكان داشت ، انديشه‌هاى متفرق را جمع كرده و تصورات پراكنده را متمركز ساختم . آن‌گاه به شرق و مردم آن نظر افكندم ، ايران ، افغانستان و سپس هندوستان آن‌گاه جزيرةالعرب و حجاز كه مهبط وحى بوده و يمن و نجد و عراق و بغداد و شام و اندلس و الحمراء آن و همچنين هر ناحيه و گوشه‌اى از دولت‌هاى اسلامى و پايان سرنوشت آنها . . . و بالاخره به اين نتيجه رسيدم كه : شرق ، شرق است . سپس تمام قواى فكرى خود را به تشخيص درد و بيمارى آن اختصاص دادم ، تا آن‌كه داروى علاج آن را به دست