أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)
106
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)
گويى هر كسى وارد آن شد ، علم و فكر و رأى و نظر از او سلب مىشود و از اينجاست كه آزادگان ترك در فرار از اين محيط معذورند و حق دارند كه خود را تسليم انواع بلا و محنت و مشقت نمايند ! » سلطان روزى در قصر « يلدر » از او پذيرايى كرد و ضمن اين مصاحبه با شخصيت عجيب و غريبى بسيار جسور در گفتار و حركات مواجه شد ، به طورى كه نظير او را قبلًا نديده بود . سلطان از سيّد تقاضا كرد كه دست از حمله و هجوم بر شاه بردارد ، سيّد در جواب گفت : « محض خاطر شما او را عفو كردم » ! بديهى است كه سلطان از چنين گفتارى بايد بترسد . از اين گذشته سيّد در حضور او با دانههاى تسبيح بازى مىكرد ، پس از برگزار شدن مجلس كه سيّد همراه رييس تشريفات از قصر خارج مىشد ، رييس تشريفات براى اين كار بر او خرده گرفت . سيّد در برابر اعتراض او گفت : « سلطان با آيندهء ميليونها مسلمان بازى مىكند ، آيا جمالالدين حق ندارد به طورى كه مىخواهد ، با دانههاى تسبيحش بازى كند ؟ ! » رييس تشريفات از ترس اينكه مبادا كسى اين حرف را شنيده باشد و گزارش دهد ، به شدت ترسيد و از نزد سيّد فرار كرد . مرحوم سيّد درباره « حكومت شورا » براى دولت عثمانى ، با سلطان گفتگو مىكرد و سلطان با تظاهر به اينكه آمادهء پذيرش پيشنهادهاى اوست ، او را فريب مىداد . ولى سيّد از اين تظاهر خوشحال بود و همچنين سلطان براى ايجاد جامعهء اسلامى و اقدام در تأسيس آن موافق بود ، و منصب