ابو الاعلى مودودى / شيخ عبد المحسن العباد (مترجم: خسروشاهى)

42

مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى)

الاسلامى » كار مىكند . قسم الدعوة ! جوانى مؤدب‌تر از همه مىرسد ! اهلًا و سهلًا ! الاخ من ايران ؟ « 1 » نعم ! ، خوش آمديد . امرى هست ؟ مىپرسم جناب‌عالى ؟ گفت : « حسن الصبيعى » هستم . در دانشگاه تدريس مىكنم . عموى من نايب رئيس دانشگاه است . خوش‌حال مىشوم ، از كتاب و مؤلف آن جويا مىشوم . به اتاق سرپرست « كلية الدعوة » مىرود و از او سؤال مىكند . او هم خبر ندارد . جوانى مىگويد : شيخ در « رابطه » است ! خداحافظى مىكنم كه به رابطه بروم . با توجه به سابقهء آشنايى با بعضى از اعضاى آن ، حسن مىگويد : نه ! من شما را مىرسانم راه دور است ، در ساختمان قبلى نيستند . خارج از مكه است . با حسن به رابطه مىرويم . مىگويند : شيخ سرور الصبان و شيخ صالح القزّاز - هر دو رئيس رابطه - خيلى وقت پيش مرده‌اند ! از حال شيخ محمد محمود الصّواف مىپرسم ( وى رهبر فرارى اخوان‌المسلمين عراق ، كه در دوران عبدالكريم قاسم در بغداد محكوم به اعدام شد و از زندان فرار كرد و از راه سوريه به مكه گريخت و مقيم آن‌جا شد و استاد « كلّية الشريعه » و عضو رابطه بود و در سال‌هاى پيش از انقلاب كه مشرّف مىشدم هر شب در نماز مسجدالحرام او را مىديدم و در رابطه هم رفيقى شفيق و برادرى با اخلاص بود ) . مىگويند او هم سال قبل مرده است ! شيخ صفوّاف ؟ از او خبرى نيست ، گويا از مملكت رفته است ! شيخ اسد شهاب كه در روزنامه العالم‌الاسلامى كار مىكرد ؟ او در اندونزى است . شيخ ناصر العبودى ؟ بلى او نايب رئيس رابطه است ، اما اكنون در مكه نيست ! شيخ عبداللَّه العقيل كه مسئول « قسم الدّعوة » اوقاف كويت بود و اكنون مسئولِ « قسم الدّعاة » در « رابطه‌ة العالم » است ؟ ! او هم در حال مرخصى است . به حسن مىگويم : برادر ! برگرديم . با حوصلهء عربى مىگويد : كمى هم صبر كنيد . سپس تلفنى مىزند و با خوش‌حالى مىگويد : يا اخى ديديد ! خود شيخ عبدالعليم هست ، مىخواهيد او را ببينيد ؟ ! بلى حتماً ! من اصلًا به خاطر كتاب او اين همه گشته‌ام

--> ( 1 ) . البته اين براى اولين بار است كه در اين سفر ، كلمهء « الأخ » را از تابعين عربستان سعودى مىشنوم !