ابو الاعلى مودودى / سيد قطب / ابو الكلام آزاد / اقبال لاهورى (مترجم: خسروشاهى)
92
فلسفه نهضت حسينى (فارسى)
نخواهم آورد . در اين صورت مىخواهم بدانم اين حالت و نگرانى ناشى از چيست ؟ « حرّ » با اندك تأملى در جواب گفت : « به خدا سوگند ، مىكوشم تا از جهنم و بهشت يكى را انتخاب كنم . به خدا سوگند من بهشت را انتخاب كردم و اگر بدنم را تكه تكه كنند ، اهميت نمىدهم » . حر با بيان اين كلمات شلاقى بر اسبش نواخت و به لشكر حسين عليه السلام ملحق شد . « حرّ » خود را به حضور امام معرفى كرد و گفت : « اى پسر پيامبر من همان بدبختى هستم كه راه را بر شما بستم و نگذاشتم برگرديد من در تمام طول راه شما را تعقيب كردم و شما را مجبور ساختم تا در اين نقطه فرود آييد . هيچگاه گمان نمىكردم كه اين مردم شرايط شما را نپذيرند ، و چنين راه خطرناكى را در پيش گيرند ، به خدا سوگند اگر مىدانستم كه اين مردم چنين اقدامى خواهند كرد ، هيچوقت به آن كار اقدام نمىكردم . من از رفتار نارواى خود پشيمانم و براى استغفار و توبه ، اينك به حضور شما مشرف شدهام . من مىخواهم خود را قربانى راه شما سازم ، شايد اين عمل موجب بخشش من گردد » . امام عليه السلام با كمال محبت او را پذيرفت و رحمت و بركات خدا را براى او درخواست كرد ، سپس فرمود : « اميدوارم خدا پشيمانى شما را بپذيرد و شما را عفو كند . همانطور كه مادرتان شما را « حرّ » ناميده است ، حرّ هستى و آزاد ، و در دنيا و آخرت آزاد خواهى بود » . . . . پس از آنكه كوششهاى صادقانهء امام براى راهنمايى دشمنان با شكست روبهرو شد ، برخورد دو گروه قابل احتراز نبود ،