ابو الاعلى مودودى / سيد قطب / ابو الكلام آزاد / اقبال لاهورى (مترجم: خسروشاهى)

53

فلسفه نهضت حسينى (فارسى)

نخستين ، به بهترين شكل به مورد اجرا گذارده شد . در آن زمان هيچ تفاوت و فرقى ميان مسلمانان به اعتبار جنس ، وطن ، زبان و غيره وجود نداشت . قبيله و خانواده و اصل و نسب ، هرگز علت و سبب برترى كسى بر ديگرى نبود ؛ حقوق تمامى مؤمنان به خدا و رسول ، يكسان و برابر بود و اگر كسى بر ديگرى برترى داشت ، به اعتبار سيرت و اخلاق و كفايت و شايستگىها و خدمات وى بود . ولى وقتى نظام سلطنتى جاى خلافت را گرفت ، شياطين عصبيت‌هاى « جاهلى » در هر يك از اركان دولت ، سربرآورده و منزلت و رتبه خاندان حاكم و منزلت حاميان آن در ميان خانواده‌ها و قبايل مختلف ، بالاتر از هر اعتبار ديگرى گرديد و اين قبايل از حقوقى بيش از ديگران برخوردار گشتند و تعصب‌هاى موجود ميان عرب و عجم رونق تازه‌اى پيدا كرد و حتى كار به درگيرى و نزاع ميان خود قبايل عرب نيز كشيده شد . صفحات تاريخ خود شاهد پيامدهاى مرگبار اين وضع بر امت اسلامى است . امام حسين و نقش ايمانى وى اين بود تغييراتى كه با تبديل خلافت اسلامى به سلطنت ستم‌پيشه ، مطرح گرديد . هيچ كس منكر آن نيست كه ولايت عهدى « يزيد » ، سرآغاز اين تغييرات بود همچنانكه كسى انكار نمىكند كه تمامى مفاسدى كه بدان اشاره كرديم جملگى در فاصله اندكى پس از آغاز اين نظام سلطنتى [ بعد از خلافت ] ، به ظهور پيوست . و به رغم اينكه همه اين مفاسد همزمان با برداشتن اين گام - ولايت‌عهدىيزيد -