ابو الاعلى مودودى / سيد قطب / ابو الكلام آزاد / اقبال لاهورى (مترجم: خسروشاهى)
39
فلسفه نهضت حسينى (فارسى)
اجرائى نيز تغييرى ديده نمىشد . محاكم قضائى دولت اموى مطابق اوامر قرآن كريم و روايات ، مانند دوران قبل از حكومت اموى ، احكام صادر مىكردند . در حقيقت مىتوان گفت : در آن دوران در هيچ دولت اسلامى جهان تغييرى روى نداده بود . بعضى افراد راجع به جنبههاى تاريك زندگى شخصى و اخلاقى يزيد حرف مىزنند اين مطلب طبعاً نظريهء مشتركى را فراهم ساخته ، حاكى از اينكه قيام حسين عليه السلام ضرورى بود زيرا او اجازه نمىداد فردى مانند « يزيد » با چنان اخلاق فاسد و زنندهاى ، در رأس حكومت اسلامى قرار گيرد . البته عليرغم اعتراف به اين جنبهء ضداخلاقى يزيد ، نمىتوان گفت فقط همين عامل ، موجب قيام حسين گرديده بود . كه با توجه به اينكه وضع ادارى ، صورتِ به ظاهر درستى داشت ، آن حضرت دست به كار چنان اقدامى شود . به هر حال عامل شخصى و خصوصى نمىتواند موجب آشفتگى خاطر حسين شده باشد ، بلكه حقيقتى كه پس از بررسى عميق تاريخ روشن مىشود ، اين است كه نامزدى يزيد به عنوان وليعهد و نشستن به جاى پدر و سپس تاجگذارى وى و جلوس بر كرسى سلطنت ، عملًا در طرز اجراى قانون اساسى اسلام ، نشان دهندهء تغيير و دگرگونى ريشه دارى بود . البته درست است كه نتايج اين امر آن روزها به طور كامل روشن و آشكار نبود ، ولى هر شخص دوربينى در همان اوايل امر به سهولت مىتوانست آن را درك كند و دريابد كه اين روش و دگرگونى به كجا خواهد انجاميد ! در نظر اول حسين طوفان و مصيبتى را كه جهان