ابو الاعلى مودودى / سيد قطب / ابو الكلام آزاد / اقبال لاهورى (مترجم: خسروشاهى)

37

فلسفه نهضت حسينى (فارسى)

اينجا مطرح مىشود اينست كه چه چيزى شهادت امام حسين را متمايز ساخته كه عليرغم مرور قرون متمادى و طولانى ، اين حزن و اندوه و سوگوارى ، همه ساله تجديد و تكرار مىشود ؟ اگر شهادت او به خاطر يك هدف بزرگ و آرمانى بلند نبود ، استمرار ابراز غم و اندوه همه ساله ، در قرون متمادى با انگيزه علاقه و محبت شخصى و يا منسوب بودن به او ، معقول نبود ، بلكه اگر اين امر در چشم انداز صحيحى بررسى نشود ، بايد پرسيد اين علاقه و محبت شخصى - فقط محبت و علاقه - در ديدگاه شخص امام حسين چيست و خود وى چه نوع ارزشى را براى اين فداكارى و جانبازى قائل است ؟ و اگر شخصى و براى خود عزيزتر از هدف بود ، پس چرا خود را براى آن هدف فدا نمود ؟ پس فداكارى و جانبازى وى ، خود دليل قاطعى است بر اينكه آن هدف ، عزيزتر از روح و جانش بود . بنابراين ، اگر ما در راه تحقق عينى اين هدف كوشا نباشيم و بلكه بر خلاف آن رفتارى داشته باشيم ، به هر مقدار هم كه براى آن بزرگوار گريه كنيم و قاتلان وى را لعن و نفرين نماييم ، نبايد انتظار و اميد داشته باشيم كه امام حسين ، خود از ما سپاسگزار باشد و در روز قيامت هم اين اقدام ما را مورد تقدير قرار دهد . همانطور كه نبايد توقع داشته باشيم كه خداوند حسين ، بر اين گريه و اندوه و عزادارى ما ، ارزشى قائل بشود . پس ما بايد به‌خوبى دقت و درك كنيم و ببينيم كه امام حسين در راه كدام هدفى شهادت را پذيرفته است ؟ آيا او چون خود را براى ادارهء حكومت صالح‌تر مىدانست ، به‌خاطر آن خود را « فدا » نمود ؟ . .