ابو الاعلى مودودى / سيد قطب / ابو الكلام آزاد / اقبال لاهورى (مترجم: خسروشاهى)

107

فلسفه نهضت حسينى (فارسى)

عقل محكم از اساس چون و چند * عشق عريان از لباس چون چند عقل مىگويد كه خود را پيش كن * عشق گويد امتحان خويش كن عقل با غير آشنا از اكتساب * عشق از فضل است و با خود در حساب عقل گويد شاد شو ، آباد شو * عشق گويد بنده شو ، آزاد شو عشق را آرام جان حريت است * ناقه‌اش را ساربان ، حريت است « 1 » پس ، عشق در بالاترين مراتب تجلى خود ، نيرو و توان خارق العاده‌اى به انسان‌هاى فانى مىدهد كه حتى مىتوانند بر مرگ نيز غلبه كنند ، يعنى از خود رها شوند و به جاودانگى دست يابند . از نظر اقبال ، غلبه عشق بر مرگ به هيچ روى موضوعى استعارى و تمثيلى نيست ، بلكه واقعيتى بسيار مهم است كه بايد در تعليم و تربيت مورد توجه قرار گيرد نه آنكه اعتنايى بدان نشود . نظر او در باب مسأله جاودانگى ، كاملًا تازه و بى سابقه است و اساساً با نظر ماده گرايان كه اين انديشه را به سخره مىگيرند و نيز با عقيدهء كسانى كه آن را بى هيچ تأمل و تعمقى مىپذيرند ، تفاوت دارد . « 2 »

--> ( 1 ) . ابيات 1 ، 5 ، 6 و 11 در متن اصلى نيامده است . ( 2 ) . تصوف در تصور اقبال ، دكتر محمد بقائى ( ماكان ) چاپ تهران ، ص 122 - 123 ، 1380 .