جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
87
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)
به خوبى دريابد . . . هوش و انديشهء خلاقى كه مواهب عقلى را آنچنان دربرداشت كه بايد گفت : او تنها با علومى كه پس از وى در شرق بهوجود آمد ، پيوند نداشت ، بلكه ريشه هر دانش و انديشه از اوست . * * * چرا در ميان عقول بشرى ، عقل نافذ و كاملى را كه ريشهء بزرگترين حقيقت اجتماعى را پيش از هركسى دريافت كرد ، نشناختهاى ؟ حقيقتى كه اصل و اساس همهء حقايق اجتماعى و عامل تركيب و تشكيل جامعه و گردش آن است . اين حقيقت بزرگ ، هم اكنون در شرق و غرب عالم مورد بحث و بررسى دانشمندان محقق است ، در صورتى كه هزار و چهارصدسال پيش ، به واسطه او درك و ارزيابى شده است . مقصود ما از اين حقيقت بزرگ ، بيان واقعيت استثمار انسان از انسان و روشها و اسلوبهاى آن ، در دگرگونساختن اصول طبيعت است كه گمراهساختن مردم و بازداشتن آنان از درك حقايق ، از نتايج حتمى آن بهشمار مىرود . . . هدف اين حقيقت بزرگ ، نشاندادن سستى منطقى است كه ثروتمندان براى استثمار بينوايان و طبقه حاكمه براى ربودن دسترنج و اموال مردم و پدران روحانى براى ادامه سلطه و تثبيت قدرت خود در روى زمين آن را منطق خود قرار دادهاند . * * * آيا عقل نيرومند و كاملى را شناختهاى كه بيش از سيزدهقرن پيش ، حقيقت اجتماعى بزرگى را دريافت و به افسانهها و موهوماتى كه هزار و يك ريشه داشت ، پايان بخشيد و آشكارا اعلان نمود : هيچ بينوايى گرسنه نماند ، مگر به آن جهت كه ثروتمندى از حق او بهرهمند شد « 1 » و براى تثبيت كامل اين حقيقت افزود : هيچ نعمت
--> ( 1 ) . ما جاع فقير الّا بما متّع به غنى .