جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

81

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)

« وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَلِيظَ القَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشاوِرْهُمْ فِى الأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ المُتَوَكِّلِينَ » ؛ « 1 » اگر تو درشت‌خوى و سنگين‌دل بودى از گرد تو پراكنده مىشدند ، از آنها درگذر و عفو كن و براى آنان طلب آمرزش بنما و در كار با آنها به مشورت بپرداز و چون تصميم گرفتى بر خداى توكل كن كه خداوند متوكلان را دوست دارد . اين صدا ، صداى محمد بود . * * * اما رزمندگان . . . و كسانى كه در راه زندگى بهتر مىجنگيدند . . . كسانى كه ياران او بر ضدّ شرّ و فساد عمل مىكردند . اگر به‌هنگام جهاد و دفاع از بنياد انقلاب جديد وسوسه‌اى براى پايمال‌كردن حقوق و كرامت‌هاى ديگران در دل آنها راه مىيافت ، پژواك اين كلمات دلنشين در دل و جانشان طنين مىافكند : « حيله و نيرنگ به كار نبريد . مردم را به زنجير نكشيد . كودكان و زنان و پيرمردان و صومعه‌نشينان گوشه‌گير را از پاى درنياوريد ، درخت‌هاى خرما را آتش نزنيد ، و هرگز گياه و درختى را قطع نكنيد و هيچ خانه و بنايى را ويران نسازيد ! اين صدا ، صداى محمد بود . * * * عرب اين بانگ آسمانى را از فرزند عبدالله فرا گرفت و آن را شعار خود ساخت و همه‌جا گسترش داد تا آن‌جا كه هر تاجدار زورمندى را در آن فرو برد . و بدين‌وسيله توانست پيوند انسان‌ها را با همديگر محكم‌تر سازد و از همه بالاتر ، رابطه بين انسان و روح كائنات را - كه پيامبر صحرا آن را « خداى واحد و بىشريك » مىخواند - استوارتر و ناگسستنىتر نمايد . سايهء محمدبن عبدالله وسيع‌تر شد و تا آن‌جا گسترش

--> ( 1 ) . آل‌عمران ، آيه 159 .