جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
72
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)
نهادهاند . * * * آنجا فلاتى است كه قابل زراعت و كشاورزى ، و به تبع آن ، قابل سكونت و زندگى نيست ، زيرا تنها كشاورزى مىتواند عامل سكونت گروهى در يكجا باشد . اين دشتها ، با اين توصيف از نظرِ گرما و خشكى هوا ، از بدترين و سختترين نقاط دنياست و علىرغم آنكه دريا آن را از سه طرف فرا گرفته ، باران و شبنم آن بسيار ناچيز است . البته گاهى باران سر و صورتى برايش داده و اندك طراوتى به وجود مىآورد . مردم هم منتظر اين موسمها هستند تا با هرچه دارند ، از شتر و زن و فرزند ، به استقبال آن بشتابند ، ولى باد سموم - بدترين بادى كه همهجا را فرا مىگيرد - هرگونه گياه و طراوتى را مىخشكاند . اين باد ، گاه زندگى را نيز بر باد داده و نابود مىسازد . از اينجاست كه شعرا درباره نسيم روحبخش صبا ، وقتى كه از سوى شرق مىآيد ، شعرها مىسرايند ، آن سان كه انسان از بوى عطرآميز بهشت شاد و مسرور گردد . * * * رودها و نهرها : در آن جا نهرى كه پيوسته جارى باشد ، وجود ندارد ، ولى در بعضى از اين نقاط ، وقتى كه باران به شدت ببارد ، سيلهايى جارى مىگردد و از شكم وادىها و درهها ، راهى براى خود باز مىكند . در چنين مواقعى مردم به همديگر پيشى مىجويند تا سدهايى بسته ، آب را اگرچه براى مدت كوتاهى ذخيره نمايند . چهارپايان : حيوانات اين ناحيه مانند مناطق و جاهاى ديگر نيست . خداوند به آنها ساقها و پاهايى بلند داده ، تا مسافتهايى دور و دراز را پيموده و در وسط دشتها و بيابانها باز نمانند ، چنانكه براى بعضى از آنها ، پاهاى گرد و مستديرى قرار داده تا در ريگزارها فرو نروند . در اين نواحى ، حيوانات بردبارى و شكيبايى بيشترى در مقابل گرسنگى و دشوارىهاى راه دارند ؛ مثلًا شتر هميشه در معدهء خود ذخيرهء آب دارد . و اعراب باديهنشين - كه شتر را به هزار نام مىخوانند - گاهى اين آبها را ، با وسايلى از