جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
56
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)
مطلق » ! باشد ، نيافتهايم و كسانى كه مطلبى در اين باره ديدهاند ، بد نيست آن را ارائه دهند ، تا حداقل در ترجمهء آن توضيح لازم داده شود . و اصولًا باوركردنى نيست كه يك فرد كمونيست مسيحىالاصل ! بهجاى شرح مبانى اقتصادى اجتماعىِ ماركسيسم و لنينيسم ، به شرح و تبيين چگونگى روش عدالت اجتماعى اسلامى از ديدگاه على بپردازد ؛ كه مسلماً از نظر اصول و كليات مبانى ، متضاد با مبانى اشتراكيت ادعايى كمونيسم بينالمللى است . . . . اين قابل قبول نيست كه جرج جرداق كمونيست باشد ، در حالى كه كتاب او درواقع سند بطلان مبانى اجتماعى و اقتصادى كمونيسم است . بهنظر ما ، نشر كتاب او در ميان ملل مسلمان و پيروان علىبن ابىطالب عليه السلام نافذترين و موفقترين سلاح ضدكمونيستى - ضدكاپيتاليستى است . مسلمانى كه كتاب جرج جرداق را بخواند و كيفيت عدالت اجتماعى در اسلام را بداند ، به هيچوجه تحت تأثير تبليغات شوم كاپيتاليسم ، امپرياليسم و كمونيسم قرار نمىگيرد . اصولًا نفوذ و اشاعهء روشهاى كمونيستى و افكار سرمايهدارى و مادىگرى استثمارگران غربى ، در ميان مسلمانان وقتى امكانپذير است كه مردم ما از اصول و قوانين اقتصادى و اجتماعى اسلامى مطلع نباشند ، زيرا معقول نيست كه مسلمانى با داشتن طرز فكرى صحيح و ايدئولوژى كامل ، به سراغ افكار غلط اجتماعى برود . در هرصورت ، با مطالعهء مجموعهء پنج جلدى كتاب جرج جرداق ، ثابت و روشن خواهد شد كه مؤلف معتقد به اشتراكيت مطلق و كمونيسم نيست ، زيرا او با اينكه در همين كتاب ، چند جا از سوسياليسم طرفدارى مىكند ، ولى در مواردى هم « مالكيت » را ، اگر از راه صحيح و مشروع باشد ، قانونى و حق طبيعى افراد مىداند و در جاى ديگر با « كار اجبارى » مخالفت مىكند ، در حالىكه « كار اجبارى » يكى از لوازم حتمى حكومتهاى كمونيستى است . وى همچنين از دگماتيسم انتقاد مىنمايد ، در صورتى كه در بلوك سوسياليسم و كمونيسم ، عدم اعتقاد به اصول عقيدتى و مبانى فلسفى و