جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
26
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)
جوانان از ذكور و اناث مفيد باشد . فعلًا نسخهاى كه از كتاب جرج سجعان جرداق فرستاده بوديد . خود شخص مرقوم در ماه رمضان گذشته نسخهاى از آن كتاب به عنوان هديه براى حقير فرستاده و مكتوبى هم كه حاوى سبب تأليف كتاب و زحماتى كه متحمل شده ، نوشته بود . حقير مقدارى كه وقت مساعدت مىكرد و مطالعه كردهام ، كتابى است مفيد و ممكن است گفته شود كه در موضوع خود عادمالنظير است . روز عيد اضحى جماعتى از تجار طهران به وشنوه آمدند و حقير اين موضوع را مذاكره كردم . جناب عمدةالاعيان آقاى حاج حسين آقا شالچيلار اظهار ميل كرد كه اگر ترجمه شود اين كتاب به فارسى ، ما در طبع آن حاضر هستيم . لذا گمان مىكنم مقتضى است يا خود جناب مستطاب عالى ياديگرى را وادار نماييد كه ترجمه شود . پس از ترجمه وسايل طبع آن از اين طريق و يا غير اين طريق فراهم خواهد شد . اميدوارم خداوند عزّ شانه موجبات آسايش جناب مستطاب عالى را فراهم فرمايد . مرجو آنكه در مواقع توجه ، حقير را فراموش نفرماييد . والسلام عليكم ورحمة الله و بركاته 18 محرم 1376 . حسين الطباطبايى . استاد صدر بلاغى به نگارنده گفت : من در واقع به دستور آيةالله بروجردى به ترجمهء كتاب پرداختم و قسمت عمده آن را هم آماده كرده بودم كه رژيم ضد فرهنگ از آن آگاه شد و روزى مأمورى به منزل من آمد و هم ترجمه كتاب و هم مرا با خود به ساواك برد ! بهتر است چگونگى ماجرا را نخست از زبان همان مأمور رژيم كه سرهنگ عيسى پژمان نام دارد و خاطرات خود را دو سال پيش در پاريس منتشر ساخته است ، بخوانيم . . . البته من فتوكپى مطلب مربوط به ايشان را براى استاد صدر بلاغى فرستادم . پس از مطالعه ، تلفنى به من گفتند : مطالب تقريباً درست است . همانطور كه اتفاق افتاده نوشته است ، اما به اين نكته اشاره نكرده كه كتاب را پس از ترجمه كامل از من