جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
115
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)
كه سخن گفت ، كلام زيبايى را بر زبان راند كه محمد به او ياد داده بود . و مردانگى او هنگامى به مرحله كمال رسيد كه براى يارى و كمكِ پيامبر رنج ديده شتافت . پيامبر را يارانش دوست مىداشتند و دشمنانش به ديدهء احترام مىنگريستند و به چشم دوستان و دشمنان ، على پارهاى از وجود پيامبر بود . هنگامى كه بعضى از بزرگان قريش ، از ابتداى دعوت اسلامى ، به پيروى از عقل و رهايى از بتپرستى ، اسلام آوردند و وقتىكه بسيارى از بردگان و بندگان ، زجركشيدگان و ستمديدگان ، براى پيروزى عدالتى كه رسالت محمد خواستار آن بود و براى ابراز تنفر و انزجار شديد از ظلم و ستمى كه با تازيانهء خود پشت آنان را مجروح ساخته بود ، مسلمان شدند و روزگارى كه گروهى ، پس از پيروزى پيامبر ، براى پيروى از اوضاع روز و تبعيت از پيروزمند - مانند اكثريت افراد بنىاميه - اسلام را پذيرفتند ، و هنگامى كه همه اينها در شرايط وموقعيتهايى اسلام آوردند كه سختىها سپرى شده بود - البته از نظر ارزش و مفهوم انسانى آن ، با همديگر فرق دارند ولى از نظر تسليم در مقابل منطق و حقيقت روشن ، يكى بهشمار مىآيند - علىبن ابىطالب از روز اول مسلمان بهدنيا آمد ! زيرا او هم از نظر مكان تولد وهم از نظر پرورش ، از معدن رسالت بود و از جهت خلق و سرشت و فطرت هم قسمتى از آن ذات بهشمار مىرفت . البته شرايطى كه على روح اسلام و حقيقت ايمان خود را در آن آشكار كرد ، به هيچوجه با موقعيت و زمان اسلام ديگران قابل مقايسه نيست و هيچ رابطهاى هم با سن و سال او نداشت ، زيرا اسلام على عميقتر و اصولىتر از آن بود كه علل و عوامل روز و اوضاع زمان تأثيرى در آن گذاشته باشد ، چون ايمان على از روح او برمىخاست ، چنانكه هر گوهر گرانبهايى از معدن خود برخاسته و آب از سرچشمهاش جارى مىگردد . نخستين سجدهء مسلمانان نخستين ، بر خدايان قريش بود !