جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

111

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)

آمده بودند گفت : « به‌خدا سوگند او را تحويل شما نمىدهيم و از يارى وى دست برنمىداريم ، مگر آن‌كه تا آخرين نفر كشته شويم » . ابوطالب در زندگى خود يك لحظه هم فراموش نكرد كه زندگى محمد درواقع ادامه و استمرار عظمت اخلاق انسانى است كه او و برادرش عبدالله و پدرشان عبدالمطلب - البته به مقدارى كمتر - بدان ممتاز بودند . هنگامى كه مرگ او فرا رسيد ، عده زيادى دورش جمع شده بودند و او به آنها گفت : « من دربارهء محمد به شما توصيه مىكنم كه با او به نيكى رفتار كنيد ، زيرا او « امين قريش » و راستگوى عرب و جامع همه صفات نيكى است كه من به شما سفارش مىكنم . من مىبينم روزى را كه پابرهنگان و ژنده‌پوشان عرب ، بينوايان ، درماندگان و ستمديدگان همه و همه ، دعوت او را پذيرفته و گفتارش را تصديق نموده و امر وى را بزرگ خواهند شمرد و او همراه آنها ، در امواج مرگ فرو مىرود ، ولى بزرگان و سردمداران قريش همه زبون گشته و ستم‌ديدگان و بيچارگان پيروز و عزيز شده‌اند . و آنهايى كه بيشتر به محمد فشار مىآوردند ، بيشتر نيازمند او گشته و دورترين آنها به وى ، نزديك‌ترين آنها خواهند شد . اى مردم قريش ! همه يارش باشيد ، او را دوست بداريد و از حزب او طرفدارى كنيد . به خدا سوگند ! هيچ‌كس راهِ او را در پيش نمىگيرد مگر آن‌كه رستگار شود و هر احدى به فكر و دستور او عمل كند ، سعادت‌مند خواهد شد . و اگر من عمرى داشتم و مرگ من به تأخير مىافتاد ، سختىها و بلاها را از او دور مىساختم . محمد راستگوى امين است ، دعوت و راه او را بپذيريد و براى يارى و نصرت وى جمع شويد . دشمن وى را برانيد و از او دور سازيد . او براى شما تا روزگار باقى است ، مايه شرف و فخر جاودان خواهد بود » . * * * ابوطالب پس از 42 سال سرپرستى از محمد و مهر و محبت بىشائبه و سپس مبارزه در راه هدف او ، سرانجام درگذشت .