جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
2067
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
خضوع و تسليم در مقابل ارادهء آنان وا مىداشت . برخى از زمامداران هم از روى ميل و رضا به عدالت و انصاف مىگرويدند . مطالعه تاريخ زندگى ابوذر غفارى و عمربن عبدالعزيز اين حقيقت را ثابت مىكند . يزيدبن وليد ، روزى كه بر سر كار آمد ، مردمى را كه بر اثر فقر و تنگدستى از امويان خشمگين شده بودند ، مخاطب كرده ، گفت : « مردم ، شما را بر من حقى است كه سنگى بر سنگى و خشتى بر خشتى نگذارم و نهرى را جارى نكنم و ثروتى را نيندوزم و به همسر و فرزندى نبخشم و از سرزمينى به سرزمينى منتقل نكنم ، مگر آنكه فقر آن سرزمين و نياز مردم را بر طرف كنم و اگر چيزى زياد آمد به سرزمينى ببرم كه به آن نيازمندتر باشد . » در اين سخن همان چيزى است كه مردم به پيروى از سخنان خلفاى راشدين و دعوت ابوذر ، از يزيدبن وليد انتظار داشتند . جنبشهاى مرجئه و قرمطيان و اسماعيليان و انقلابهاى شيعه در تاريخ عرب بدون شك چيزى جز عصيانهاى روحى عربى نيست كه ناشى از محدوديتها و فشارهاى وارد بر آن بوده است و چه بسا تفسير و تحليلهاى غلطى بر اين طغيانها وارد شده است . اما در عين حال انگيزههاى اصلى و هدفهاى آن ، جنبه انسانى داشت . شهد اين مطلب ، گفتارى از « بندلى جوزى » پيرامون اسماعيليان است كه مىگويد : « مهمترين مطالب اجتماعى كه اسماعيليان در برنامههاى خود آوردند ، عبارت است از : تساوى بين زن و مرد و لغو مالكيت اراضى و تقسيم آن در ميان مستمندان بهطور رايگان . و علاوه بر اين ،