جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
2052
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
رسيده كه نشان مىدهد در دورههاى بسيار كهن ، در ميان آنها تمدنى وجود داشته است . اگر بپذيريم كه زبان ، خزانهء گذشته و نگهبان روح تمدن و آفريده خردها و انديشههاست ، مىتوان نتيجهگيرى كرد كه زبان غنى دورهء جاهليّت گواه سابقهء درخشان تمدّن و مفاهيم فكرى و انسانى در ميان عربهاست . معقول نيست كه زبان جاهليّت ، با آن سبكهاى متنوع و معانى بلند و تركيبهاى زيبايش ، مخلوق انديشهء قومى باشد كه از تمدّن و كمال دور بودهاند . مطالعهء اشعار امرءالقيس ، عنتره ، زهير ، طرفه و خطبههاى اكثم بن صيفى تميمى و قيس بن ساعده ايادى و تحقيق در ضربالمثلها و نكتهها و دقت در قرآن و حديث و خطبههاى اصحاب ، روشن مىكند كه قوم عرب ، در زمانهاى بسيار دور ، به تمدن و زبان و ادب روى آورده است كه آثار آن در زبان و ادبيات و ادبا به يادگار مانده است . جرجى زيدان در اين باره به طور خلاصه مىگويد : كشفيات باستانشناسى ، ثابت مىكند كه عرب در شكل گرفتن تمدنهاى قديم انسانى مشاركت داشته است . باستانشناسان در يمن آثارى به دست آوردهاند كه مربوط به بيش از ده قرن قبل از اسلام است . با اين همه آنچه از اين آثار به دست آمده ، در مقابل بخشهاى عمدهاى كه در زير تودههاى شن مدفون مانده است ، بسيار ناچيز است . گذشته از اين ، آثار كشف شده در بابل و آشور ، گواه پيشرفت عرب در علم و تمدن است . هرگاه اين سخن صحيح باشد كه حكومت حمورابى كه بر بابل و عراق در قرن بيستم قبل از ميلاد