جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
2045
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
فكرىاى كه در جهان پديد آمد ، از خردها و قلبها رخت بربندد . نظام زمينخوارى و فئودالى و ستمگرى به طبقه ضعيف و سلطه ثروتمندان نادان بر مستمندان هوشمند ، هنگامى رو به سقوط و زوال نهاد كه اين قدرت در همه جهان يا برخى از ممالك ، شكسته شد . انواع و اقسام ستمگريهايى كه پادشاهان عرب با آن خو گرفته بودند ، يعنى غارت و گرسنه نگهداشتن مردم و در دست گرفتن تمام امكانات و زمين و اقتصاد و تاريخ و لغت و هر چه معناى قوميت را تشكيل مىداد و درعين حال نغمهء عاشقانهء وطندوستى و عربيت سر مىدادند و خود را شيفته قوميت عربى معرفى مىكردند ، هنگامى از جهان عرب رخت بربست كه گوتنبرگ آلمانى با اختراع چاپ ، معرفت را گسترش داد و ماركونى ايتاليايى با بىسيم تمامى زمين را به يكديگر مرتبط ساخت و لوميير فرانسوى با اختراع سينما كار چاپ و بىسيم را تكميل كرد و پاستور ، جامعهء عرب را از خطر مرگ رهايى بخشيد . بنابراين ، نوابع بزرگ جهان ، اركان همه قوميتها و جوامع محسوب مىشوند . و در حقيقت ، پاستور و گوتنبرگ و ماركونى و روسو از اركان قوميت عربى هستند . و نيز هركس كه براى يكى از شئون انسانيت ، خدمتى انجام دهد ، سود او از يك ميليون ثروتمند عرب بيشتر است كه تمام همتشان بلعيدن حق همسايه و استعمار همنوعان است و هموطنان عرب خود را از درك زيبايى سرزمين و زبان و تاريخ و قوميت خود محروم مىكنند . خلاصهء اين فصل و فصل سابق اين است كه انسان از لحاظ مادى ، تركيب دشوار و پيچيدهاى دارد ، و درياها ، كوهها ، آسمان ، ستارگان ،