جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

2030

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

امرءالقيس از لحاظ علاقه به زمين و مظاهر آن و خاطراتى كه از آن دارد ، با ديگر مردم جاهليت تفاوتى ندارد . اگر كسى اندك اطلاعى از اشعار شعراى عهد جاهليت داشته باشد ، سخن ما را تصديق خواهد كرد . شدت علاقهء آنها به صحرا به حدى است كه خود را در برابر آن فانى مىشمارند و موجودات صحرا را مورد پرستش قرار مىدهند . مردم صحرا ، چارپايان ، گياهان ، آهوان ، اسبان ، نخلها ، صخره‌ها و سنگهاى صحرا را مىپرستيدند . همچنين موجوداتى كه در آسمان نيلگون ، در برابر ديدگانشان مىدرخشيدند و يا چشمك مىزدند ، همچون ستارگان « دبران » و « شعرى » و « سهيل » را كه به تخت خدايى نشانده بودند و در برابر آنها نيايش مىكردند . « 1 » در قرنهاى بعد نيز ارتباط اعراب با زمين ، همچون ارتباط اعراب جاهلى با زمينشان بود . مجنون هنگامى از عشق ليلايش سر مست مىشود كه به ياد نجد و خاك پاك و گياهان آن و نسيمى كه گلبرگهاى لطيف را نوازش مىدهد و شترانى كه در كوى معشوقه در گشت و گذارند ، بيفتد . « 2 » او غالباً در تعزّلات خود از موجوداتى الهام مىگيرد كه در ايّام كودكى او و ليلى و در طول ايام زندگى با آنها روبرو بوده است . هنگامى كه با درختان « شور گز » نجوا مىكند ، چنين مىگويد : « اى شور گزهاى بيابان توضح ، ناله‌ها و آه‌هاى جانسوز من در سايه‌هاى شما طولانى است .

--> ( 1 ) براى اطلاع بيشتر ر . ك به : شعرالطبيعه فىالأدب العربى ، ص 21 ، از دكتر سيدنوفل ( 2 ) همان مأخذ ، ص 122