جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
2013
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
داشته باشد . و شنيدن ، هنگامى است كه شنونده و صدايى كه شنيده شود باشد . و حالات روحى نيز همينگونه است . اينها نيز دو سويه هستند ، و بهوجود دو تن نيازمندند . دوستى نيازمند دوست دارنده و محبوب ، عشق مادرى نيازمند وجود فرزند و مادر است . همچنين مهربانى و كينه و رحم و پدرى و فرزندى و ديگر حالات درونى ، حالاتى هستند كه به وجود تنها يك انسان ، پديدار نمىشوند ، بلكه نيازمند وجود دو تن هستند . همانگونه كه در بروز حالتهاى روحى به وجود دو تن يا بيشتر نياز است ، اظهار آنها نيز به وجود دو تن نيازمند است . تغيير حالات وجدانى همچون حركت اعضاى مادى براى انسان ضرورت غريزى است . از آنجا كه زبان ، با همه واژهها و تعبيرات و تركيباتش ، چهره طبيعى و راستين ويژگيهاى زنده و عميق انسانيت است و در دلالت بر حقايق خاص و عام ، مترادف آن است ، زبان عربى در به كار گرفتن كلمهء « تعبير » براى اشاره به نقل حالات وجدانى ، از انسانى به انسانى ، هنر بزرگى انجام داده است . واژهء « عبور » به معناى « انتقال » و كلمهء « تعبير » به معناى « عبور دادن و منتقل ساختن از جايى به جايى است » . « عبارت » نيز از همين فعل است و به معناى كلامى است كه احساسات ، عواطف ، افكار ، خاطرات و حالات وجدانى و روانى گوناگون را از جايى به جايى انتقال مىدهد . همانگونه كه زبان عربى با به كارگرفتن كلمهء « تعبير » و كلمهء « عبارت » ضرورتى را كه انسان در انتقال حالات درونى خود به ديگران احساس مىكند ، مجسم كرده است ، زبانهاى ديگر نيز با به كارگيرى واژههايى نظير آن ، اين حقيقت را مورد توجه قرار دادهاند .