جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

2114

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

معانى شخصيت عربى و شخصيت انسانى را نشان مىداد ، اعمال قهرمانانه او از روح عربى سرچشمه مىگرفت . و از هدايت قوانين جهانى هستى برخوردار بود و در قلمرو وسيع انسانيّت به اجرا درمىآمد . اموال دولتى ، در كاخهاى خلفا و امرا و جهت سرگرميهاى ايشان 1 ر ، 2 مصرف مىشد و قسمتى هم به استانداران و فرماندارانى كه مراتب دوستى خود را نسبت به خليفه به ثبوت رسانيده بودند ، اعطا مىشد . اينان در خانه‌هاى خود نشسته بودند و كيسه‌هاى زر و سيم را به نزديكان و اطرافيان و كنيزكان و خواجگان مىبخشيدند . در جامعه عصر عباسى طبقه اول جامعه ، خلفا و امرا و حكام بودند كه در ناز و نعمت غوطه‌ور بودند . پس از آنها ، طبقه بازرگانان قرار مىگرفت . اما توده مردم ، با بدبختى و فلاكت زندگى مىكردند . بغداد ، تجسم واقعى اين فاصلهء طبقاتى بود . در كنار كاخها كه سر به آسمان مىساييد ، كوخها و زاغه‌ها و كلبه‌هاى تاريك ، فراوان به چشم مىخوردند . آرى بغداد ، همچون آسمانى بود كه بهشت و جهنم را به فاصله يك ديوار ، در خود جاى مىداد . يكى از شعراى آن عصر درباره بغداد چنين مىگويد : « بغداد ما شهرى است كه براى توانگران مطبوع و زيباست نه براى فقرا و بيچارگان . اگر قارون زراندوز به اين شهر گام نهد ، سر به گريبان فكر و وسوسه فرو مىبرد . بغداد همان بهشت موعود است كه در اين دنيا براى گروهى ثروتمند فراهم آمده است .