جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

2091

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

فخرفروشى مىكند . اينها تعصب عرب را به خوبى روشن مىسازد . به همين جهت است كه مفاهيم مساوات در روح و رفتار عرب ، به هيجان درمىآيد . با اينكه عرب عصر جاهلى ، نمونه شايسته مساوات‌طلبى است ، اما اين مساوات‌طلبى تنها در داخل قبيله رسميّت دارد ، و با اينكه در دوران اسلام نيز روح مساوات‌طلبى بر عرب حاكميّت يافته است ، اما اين مساوات‌طلبى تنها در داخل نژاد عرب ، اعمال مىشود . در عصر جاهليت ، عرب حاضر نيست كه افراد قبايل مختلف را با هم مساوى بداند ، و در زمان اسلام ، حاضر نيست كه عرب و عجم را برابر بشناسد . عرب ، علىرغم نهضت اسلام ، مىخواست مساوات را در حدود قبيله يا قوم ، محصور سازد . با اينكه اسلام مىگفت : « عرب بر عجم برترى ندارد ، مگر به دليل تقوا . » مساواتى كه اسلام در پى آن بود ، از اصول عربيّت فراتر رفته ، انسانيّت را دربرمىگرفت . اسلام - همان‌طورى كه مردم عصر جديد هم به آن متمايل هستند با اين مساوات‌طلبى درهايى به روى انسانيّت گشود كه تا آن زمان بسته بود . مظهر واقعى مساوات اسلامى ، علىبن‌ابىطالب ( ع ) است . او به ضرورت اجتماعى چنين مساواتى توجه داشت و نيك مىدانست كه هيچ جامعه‌اى بدون آن سروسامانى نمىيابد . او در قرن هفتم ميلادى ، دربارهء مفهوم آزادى چنان فكر مىكرد كه گويى در قرن بيستم زندگى مىكرد . در كليه حقوق ، مردم را مساوى شناخت ، و ميان دور و نزديك و دوست و دشمن و مسلمان و غيرمسلمان و عرب و عجم ، تفاوتى قائل نبود . بنابراين على ( ع ) با آن مساوات طلبى كه در خوى عرب بود ، آشنايى