جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
1598
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
در زمان يزيد ، « سربازان خدا ! » زهر خالص و مخلوط نشده با عسل بودند ! در عصر يزيد ، تعصب جاهلى بنىاميه بار ديگر با سوء استفاده از اسلام تبلور يافت . هيچ حادثهء تاريخىاى وجود ندارد كه به ما فردى را نشان دهد كه از نظر انسانى بىبهرهتر از يزيد ، جنايتكار فاجعه كربلا باشد ، و همچنين هيچ حادثهء تاريخىاى مردى بزرگتر از حسين ( ع ) ، شهيد صحنهء كربلا را به خود نديده است . در آنجا صفحهها تاريك و در اينجا صفحهها درخشان است . در آن سو ، زراندوزيهاى اموى و قدرت طلبيهايشان ، بردگان و دژخيمانشان قرار دارد و در اين سو ، جوانمردى فرزندان ابيطالب ، شجاعت ، آزادگى و شهدايشان ! از آنجا كه حوادث تاريخى در بيان حقايق ، منطقى نيرومندتر از منطق استدلال دارند ، مجموع حوادث زندگى حسينبن على ( ع ) به طور قطع ثابت مىكند كه وى از نظر مقياس اخلاقى ، چون آسمان بلند است ، بلند ! چنانكه مجموعه حوادث زندگى يزيدبن معاويه اثبات مىكند كه وى از نظر اخلاق بسيار پست است ، پست . صحنه كربلا ، بهترين دليلى است كه با زبانهاى گويا و اشارتهاى هدايتگر ، ما را به اين حقيقت راهنمايى مىكند . قبل از حادثه كربلا ، داستانى واقع شد كه حسين ( ع ) و يزيد را روياروى يكديگر قرار داد : حسينى كه سوز دل روزافزون پاكدلان را نسبت به هر ستمى مجسم مىساخت و يزيدى كه در مقابل ، وقاحت روزافزون بيكارگان و بىشخصيتى و وظيفهنشناسى ايشان را مجسم