جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
1588
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
و در گوشش اذان گفت ، تا شمهاى از روح خويش در روح او جارى كند و او را نمونهء وجودى خويش سازد و به او تعليم دهد كه از هنگام ولادت ، زندگى و آرمان و رفتار او از روح رسالت سرچشمه مىگيرند . هدف محمد ( ص ) اين بود كه وجود حسين ( ع ) را با وجود خويش مرتبط سازد و او را به بالاترين حد اخلاق پسنديده برساند و به افقهاى وسيعى از نيكوكارى و انسانيت و اخلاق شايسته بكشاند . هنگامى كه محمد ( ص ) « نواده » ى خود را در آغوش گرفت و آهسته به گوشش اذان گفت ، روحش از صفاى مطلق سرشار شد . نواى اذان از راه گوش نوزاد به اعماق وجود و در خون او نفوذ كرد و به صورت ندايى آشكار درآمد تا همواره روانش را راهنما باشد و گامهايش را به سوى كارهاى شايسته سوق دهد و نگذارد زر و زيور دنياى همراه با ظلم و ستم بر او دست يابد و او را از راهى كه جد و پدرش مىپيمودند ، منحرف گرداند . پيامبر در روز هفتم ولادتش بار ديگر او را در آغوش گرفت و با خوشحالى و خرسندى فرمود : « نام او را حسين گذاشتم . » اين نوزاد در حالى رشد مىيافت كه در ذاتش ، روح جدش ، امواج درونى پدرش و بذرهاى رسالت رهايىبخش وجود داشت و ويژگيهاى پدران و نياكانش كه ارتباط نزديكى با ارزشهاى معنوى انسانى و ادراك باطنى نجاتبخش داشت ، در او تقويت مىگرديد . روح حسين با وجدانى كه انسان را به سوى رهايى از خودخواهى و خودگرايى و مفاسد اخلاقى مىكشاند ، رشد مىيافت و تمام فضايل انسانى در ذات او جمع مىشد و همراه با رشد جسم وى بارور مىگرديد .