جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
1577
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
هزار بنده نزد سليمانبن عبدالملك وجود داشت كه سليمان براى دلجويى آنان هفتادهزار زن و مردشان را آزاد ساخت . در زمان بنىاميه ، بر خلاف صدر اسلام ، امتيازات نژادى ، خانوادگى ، قبيلهاى و قومى دوباره رونق يافته بود . و قيسىها و يمانىها در حقوق تفاوت داشتند و عرب مزايايى غير از عجم داشت . در عصر بنىاميّه فراوان بودند شكمبارگانى كه مقرّب درگاه بودند ، مىخوردند و بيكار مىگشتند . صاحبمنصبانى كه بهخاطر مقامهاى اسمى بدون زحمت ، اموال مردم در جيب آنها ريخته مىشد ، بىشمار بودند . همانگونه - اكنون در برخى از كشورهاى عربى مشاهده مىشود . حتى كار به جايى رسيده بود كه تاريخ مىگويد وليدبن عبدالملك نام بيستهزار نفر را از دفتر جيرهخواران حذف كرد . افزون بر اين بنىاميّه عموماً - به استثناى عمربن عبدالعزيز - سرزمينها را با سنگدلى و خشونت تصرّف مىكردند . مثلًا عبدالملك بن مروان ، در حكومت خود روش « اشرافيگرى » را كه براى جان مردم ارزشى قايل نبود در پيش گرفت و دستور داد : « چاهها و چشمههاى بحرين را ويران كنند تا اهالى آن به فقر و فلاكت بيفتند و در برابر حكام تسليم شوند . » « 1 » وى حكومت حجاز و عراق را به مرد پست و خونخوارى چون حجّاجبن يوسف سپرد . از موارد شگفتى كه ما را با روش عدهّاى از
--> ( 1 ) امين الريحانى ، ملوكالعرب ، جزء 2 ، ص 206 ، و نيز كتاب النكبات ، ص 64