جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1565

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

آن را به او مىبخشيد . . . آن چنان كه مصر و مردم آن را ملك حلال ! عمروبن عاص كرد به گونه‌اى كه كسى حق اعتراض به او را نداشت . آرى بخشش معاويه چنان گسترش مىيافت كه مصر و مردم آن را به عمروبن عاص واگذار مىكرد ! و چنان به تنگى مىگراييد كه حق زندگى مردم مصر را به همراه سرزمينشان از آنِ خود مىكرد و به عنوان هديهء مخصوص به شريك حكومت خود مىبخشيد ! اگر بخشندگى ، خوددارى و بزرگوارى اين باشد ، پس در تاريخ ، خونخوارى نيست كه بخشنده و بردبار و بزرگوار نباشد ! اگر كسى در سياست معاويه كه طرفدارانش آن را بنيانگذار دولت ناميده‌اند دقت كند ، از اين همه جنايت و حيله‌گرى كه از اركان شيوهء زمامدارى او بود ، بر خود مىلرزد . روش او از روشهاى جنايتكارانه ماكياوليستى چيزى كم ندارد . غارت ، ايجادوحشت ، كشتار و شكنجه از سياستهاى كهنه معاويه است . تطميع ، تهديد و ريختن خون صالحان و آزادگان ، پرورش خيانتكاران ، مزدوران و جنايتكاران از كارهاى ديگر اوست . از جمله برنامه‌هاى ديگر او استفاده از تبليغات كاذب بود ، به‌گونه‌اى كه شب را روز و روز را شب نشان دهد . حيله‌گرى عليه ارزشهاى انسانى به قصد سودجويى و بهره‌كشى و خريدن افراد سياهدل براى مبارزه با حق و عدالت از ديگر روشهاى معاويه بود . معاويه با خونخوارانى كه خود را وقف خدمت « فرمانروا » كرده بودند بر سر مهر بود . شرط خدمت آنان به امير ، مهارت در غارت اموال مردم و سركوب آزاديها و به بندگى كشاندن آنان بود ! معاويه بارها اذعان داشت كه در سياست خود انصاف و عدالت نداشته و در زندگى خود ذره‌ّاى از حق و عدل حمايت ننموده است .