جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
1563
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
معاويه براساس ستمگرى ، سنگدلى و سودجويى بنا شده بود . او اين سياست را براى جانشينانش بنيان گذاشت و آنان هم همين روش را در برابر ناله ميليونها انسان در سراسر امپراطورى اموى به كار گرفتند . اينان چه حلم و جوانمردىاى در معاويه ديدند ؟ كسى كه « بسر بن ارطاه » جنايتكار را به مدينه مىفرستد تا بر ضد على ( ع ) اخلالگرى كند و به او توصيه مىكند : « به سوى مدينه رو ! مردم را متوارى كن ! به هر كس كه برخوردى او را بترسان ! اموال كسانى را كه از دستورات ما اطاعت نمىكنند ، غارت كن ! » اين ستايشگران چه حلم و مردانگىاى در معاويه سراغ دارند ؟ معاويهاى كه سفيان بن عوف غامدى را براى مخالفت با على ( ع ) با اين توصيهها به عراق مىفرستد : « اى سفيان ، حملههاى ما به مردم عراق ، در دل آنها ترس ايجاد مىكند و علاقهمندان ما را خوشحال مىكند و افراد ترسو را به سوى ما مىكشاند . هر كه را همفكر خود نيافتى به قتل برسان ! به هر آبادى كه رسيدى آن را ويران ساز ! اموال را غارت كن ، زيرا غارت اموال از قتل ، دردناكتر است . » در ادامه اين توصيهها ! دستور قتل بيچارگانى را داده است كه نمىخواهند زير يوغ بنىاميّه بروند . معاويه خونخوار به « ضحّاك بن قيس فهرى » ، هنگامى كه او را براى حمله به بعضى از سرزمينهاى حكومت على ( ع ) مىفرستد همين توصيهها را مىكند . ضحاك هم اين دستورالعملها را همچون ديگران به انجام مىرساند : غارت كرد ، كشت و در تجاوز و تعدّى كوتاهى نكرد ! اين ستايشگران ، چه حلم و مردانگىاى در معاويه يافتهاند ؟ او كه دربارهء « موالى » كه صدها هزار نفر انسان داراى عقل و قلب و بدن