جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
1637
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
آمادهء اين كار هستم . گويا مىبينم كه خونها از ميان عمامهها و ريشها مىجوشد ! آگاه باشيد كه اميرالمؤمنين كيسهء تيرهاى خود را روى زمين ريخت و چوبهاى آن را بررسى كرد و ديد كه من در ميان آنها سرسختتر و ديرشكنترم . به همين دليل ، مرا به سوى شما فرستاد و شما را هدف من قرار داد . اى مردم عراق ! اى معدن ناپاكى و نفاق ! اى مركز اخلاق پست ! به خدا سوگند شما را مانند عصا پوست مىكنم و مانند شتران چموش مىزنم . شما مردم ، مانند مردم آن سرزمينى هستيد كه « امن و آرام بود و روزى آن از هر طرف برايش به فراوانى مىرسيد . آنگاه آنها منكر نعمتهاى خدا شدند و خدا به سزاى اعمالى كه مىكردند ، گرسنگى و ترس را بر آنها مستولى كرد . » اى مردم عراق ! اى بندگان طغيانگر و فرزندان كنيزان ! من حجاجبن يوسفم ! به خدا سوگند ، من سوگندى ياد نمىكنم مگر اين كه به آن عمل كنم . از هرگونه تجمعى بپرهيزيد ! به خدايى كه روح حجاج به دست اوست ، يا به راه راست مىآييد و يا اين كه بر بدن هريك از شما جاى شمشير باقى مىگذارم . انصاف را بپذيريد و اخلالگرى را رها كنيد ، پيش از آنكه زنانتان را بيوه كنم و فرزندانتان را يتيم سازم ! به خدا سوگند اگر تا روز پس از اعزام « مهلب » كسى مخالفت بورزد و همراه او نشود او را مىكشم ، مالش را غارت مىكنم ، و خانهاش را ويران مىسازم . » روش تهديد و ارعاب حجاج را ببينيد ! نقشهء او را هنگام ورود به كوفه بررسى كنيد ! به تهديد به خونريزى ، غارت ، ويرانى خانهها ، و