جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

585

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

فرد دانشمند هرگز تسليم جاهل و نادان نمىشود و ارزش واقعى انسانيت را نيرنگ‌هاى حيله‌گران و بىارزشى بىعرضگان و مردم حقير دو رو و منافق نمىتوانند از بين ببرد ! . و از شگفتىهاى مسئله صفات و اسماء ، آن است كه دزدان و نادانان و مردمان بىثمر ، لباس‌هاى نيكوى آن را مىپوشيدند و لقب‌هاى بزرگى و زمامدارى و شرافت و پشتيبانىهاى معنوى از آنان را براى خود به‌كار مىبرند و در ميان تاريكىهاى خود ، آهسته‌آهسته گام برمىدارند تا به سرچشمه‌هاى تابش نور ، آنجا كه متفكران و ادبا و نويسندگان و صاحبان كار شرافتمندانه و اخلاق استوار و عقل كامل و قلب مهربان هستند قدم بگذارند ، تا با چنگال‌هاى پست خود ، كم‌كم آن گروه قليل را از هم بدرند و پاره كنند و با كمال حماقت و نادانى و بىخردى ، لقب « گمراهان » و « زنديقان » را بر آنان بگذارند ! . و به‌همان اندازه كه باند تبهكاران بىخرد مورد نفرت مردم بوده و در اين دوران‌ها پست بودند ، گمراهان ! در دل‌هاى آنان جاى داشتند و نور انديشه‌ها و صفا و پاكى وجدان‌ها و زيبايى صفحه تاريخ بودند ! . . . آرى ، آنان گمراهان بودند ! . در آن هنگام كه امپراطورهاى اروپا ، در قرون وسطى به تعقيب زنديقان و گمراهان و مصادره املاك و زندان نمودن و شكنجه‌دادن و سپس سوزانيدن مىپرداختند ، اين صداى يكى از زنديقان از دهقانان « نرماندى » فرانسه و از شاعران است ؛ نويسندگان ، اين سرود را مىخواندند كه امروز هم صداى آن در گوش ما طنين‌انداز است : « ما مردمى همانند آنها هستيم ! خلقت ما مانند آنان است !