جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

575

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

يك راهب دومينيكنى بود كه ملكه ايزابلا در مقابل او به گناهان خود اعتراف مىنمود . ايزابلا پس از آنكه به ازدواج فرديناند درآمد ، توركيماد به او گفت : مىخواهم كه پيمانى با من ببندى و قولى به من بدهى ؟ . ايزابلا پرسيد : در چه موضوعى ؟ گفت : زنديقان و گمراهان را سركوب كنى و بىدينى را ريشه‌كن سازى ! . . . و او به عهد خود وفا كرد و توركيماد در جنايات خود غوطه‌ور گرديد و بدبختى و ويرانى و مرگ را در سراسر آن سرزمين گسترش داد و آسمان آن را با دود انبوه آتش‌هايى كه در دوران رياست و سرپرستى وى بر دادگاه‌هاى تفتيش عقايد در اسپانيا ، يك روز هم خاموش نگرديد ، سياه نموده و پوشانيد . داوران دادگاه‌هاى تفتيش عقايد انگيزيسيون هر كسى را كه در مقابلشان قرار مىگرفت « كافر » مىدانستند و مردم چاره‌اى جز اين نداشتند كه بر ضد آن شخص گواهى دهند و همچنين زن و فرزند نيز مىبايست عليه شوهر يا پدر خود شهادت دهند و گرنه شكنجه مىديدند ! آنان متهم را در زندان‌هاى گوناگونى قرار مىدادند كه به‌علت رطوبت و تاريكى و باريكى دهليزها و نقب‌ها و نشيب‌هاى آن در اعماق زمين و همچنين فساد و تباهى آنچه كه در آنها بود و سختگيرى و تندى نگهبانان آنها و انواع توهين‌ها و آزارها و شكنجه‌هايى كه نصيب « مهمانانشان مىشد حيوان هم نمىتوانست يك ساعت در آنجا دوام بياورد . « 1 »

--> ( 1 ) . وان‌لون دانشمند معروف مسيحى هلندى مىنويسد : « وضع محكومين طورى بود كه مرگ در آتش را بر تحمل رنج و شكنجه‌هاى تدريجى در زندان‌هاى تاريك يا محبس‌هاى كوهستانى ترجيح مىدادند . و بدين جهت بسيارى از زندانيان به‌انواع جنايت‌هايى كه هيچگاه مرتكب نشده بودند ، اعتراف ميكردند تا كافر و زنديق شناخته شوند و از عذاب و شكنجه و رنج و بدبختى نجات يابند . » به رساله انگيزيسيون يا تفتيش عقايد ، ترجمه سيدغلامرضا سعيدى ، چاپ قم ، ص 28 رجوع شود . م