جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
569
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
هر كس جرأت مىيافت كه در مسائل و عقايد دينى به بحث بپردازد ، پس از شكنجههاى طولانى ، گردنش زده مىشد ! و درباره هر كس هم كه گزارشى ولو بهغلط و از روى اشتباه به رجال دادگاه مىرسيد ، اين چنين رفتار مىشد . و چه بسيار جوىهاى خون در سراسر قاره اروپا بهدستور پادشاهان و پدران روحانى بهراه افتاد كه بهاصطلاح در راه « دفاع » از دين عيسى مسيح بود ، عيسايى كه مىگفت : « دشمنانتان را هم مانند خودتان دوست بداريد » . و چه بسيار آتشهايى كه در ميدانهاى عمومى افروخته گشت كه هيزم آنها آن افراد بشر بودند كه گناهشان داشتن عقيده و رأى بود و يا گزارشى برضد آنها رسيده بود و يا حاضر به عبوديت ، به هر نحوى كه باشد ، نبودند . و در مجالس و محافلى كه مردم در آنها حضور مىيافتند و از زيارت قيصرها و امپراطوران ، رجال دربارى و اشراف و داوران دادگاههاى انگيزيسيون « بهرهمند » مىگشتند ! چه بسيار آتشهايى كه روشن مىشد و در ميان آن افراد بدبختى ، از زن و مرد ، سوزانيده مىشدند ! در واقع هيچ روزى در اروپا نبود كه در بعضى از نقاط آن ، اين « آتشهاى همگانى » برپا نشود و مردم بيچارهاى دست و دهن بسته