جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
567
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
* * * گفتيم كه قرون وسطى با بربريت و توحش خاصى در فشار بر آزادى فكر و عقيده ، چه در شرق و چه در غرب ، برترى ! و امتياز يافته است و بسيار طبيعى است كه طبقات حاكمهء تشكيل يافته از رجال دولت و پدران روحانى ، آزادى فكرى را در ميان تودههايى كه هرگونه آزادى آنها پايمال شده است از بين برده و انديشه را از كار بازدارند ، زيرا « آزادى » وحدت تجزيهناپذيرى است و لازمه جنگ با آن ، بستن راههاى ورود آن است . و بر همين اساس بود كه « عدم نرمش و همزيستى » در اروپا قاعده مطلقى گرديد كه در زمينه عقايد و افكار ، در قرون وسطى حكمفرما گشت و زبان آهن و آتش تنها زبانى گرديد كه زمامداران و رجال دينى مسيحى با همه كسانى كه ولو بهطور احتمال در مسائل عقيدتى با آنان مخالف بودند ، بهوسيله آن سخن مىگفتند و مسئله شكنجهدادن قربانىها و تبعيد بىگناهان و كشتار مردم و آتشزدن گروههايى از مردم در ميدانهاى عمومى ، از مسائل عادى و مرسوم اين اعصار گشت . مثلًا شارلمانى پادشاه فرانسه قانونى وضع كرد كه بهموجب آن هر كس كه مسيحيت را نمىپذيرفت محكوم به اعدام