جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

565

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

يادآور شويم كه : « . . . همه اديان الهى بدون استثناء به‌خاطر انقلاب بر ضداخلاق فاسد جامعه به‌وجود آمدند ، پس در واقع اديان در ماهيت خود انقلاب‌هايى بودند . چه كه پيامبر به اندازه‌اى فساد و بدبختى و فشار و ظلم در جامعه مىيافت كه در جان او خشم و شهامت و مبارزه را به‌جوشش مىآورد كه اين اخلاق را در جامعه دگرگون ساخته و درستى و دوستى و نيكى و عدالت را جايگزين آن سازد « 1 » و از همين‌جا بود كه اجتماع فاسد بر پيامبران فشار مىآورد و حكومت‌ها هم كه به‌وجود آورندهء آن جامعه فاسد بودند ، برضد آنها برمىخاستند و آنان را طرد مىكردند . و مبارزه پيامبران از همين‌جا بود ؛ مبارزه‌اى كه از زندگى هر يك از پيامبران چكامه پرافتخار و بلندمرتبه و عالى به‌وجود آورده است . و اين مبارزه پس از مرگ پيامبر هم سال‌هاى متمادى ادامه مىيافت و كسانى كه اداره مبارزه را به‌عهده مىگرفتند ، طبعاً رهبرى و رياست افراد باايمان و پيروان را هم در دست داشتند و اگر پيروز مىشدند ، به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم كار حكومت را به دست مىگرفتند . و در اين هنگام دين استوار مىگرديد و نظر و توجه رهبران و رؤساى آن كه قبلًا متوجه ويران ساختن بنيادهاى كهنه و قديمى

--> ( 1 ) . بدون شك پيامبران براى مبارزه با فساد جامعه قيام كرده‌اند ، ولى قيام و انقلاب آنان ، ناشى از دستورهاى آسمانى بوده نه از خشم درونى ! عقيده ما درباره پيامبران آسمانى آن است كه آنان مأموران خدايى براى اصلاح جوامع بشرى بوده‌اند . ما « نبوت » را امرى كه فقط انگيزه درونى دارد ، نمىشناسيم و اگر گفتارهاى سلامه موسى همچو ابهامى داشته باشد ، به هيچ‌وجه صحيح نيست . . . و توجيهى مادى است كه با تفسير علمى مذهب و مسئله پيامبرى ، سازگار نيست . در اين زمينه مطالعه كتاب بررسى علمى زيربناى ايدئولوژى اسلامى را توصيه مىكنيم . م