جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

540

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

آيا براى آن بود كه سلطه و نفوذ شما را جانشين آنان كنيم ؟ يا براى آن بود كه در ميان مساوات ، براى همه آزادى به‌وجود آيد ؟ بايد هر وقت كه مردم روم اراده كنند ، به آنان حق قانونگذارى داده شود » « 1 » لابد خواننده توجه نموده است كه كانليوس چگونه دو طبقه بردگان و آزادشدگان ! را از توده مردم روم ، كه براى آنها آزادى و مساوات و برابرى با اشراف در حقوق و وظايف را خواستار بود ، استثناء و تفكيك نمود . ولى در هر صورت اين نمونه‌اى از قهرمانى در فكر و قلب است كه يك فرد رومى بتواند همچون گامى را بردارد و خواستار تساوى افراد ملت با اشراف و نجبا گردد . روش تعيين‌شده تاريخ اعتراف مىكند كه اين‌چنين روشى در قبال نظام اجتماعى موجود ، يك كوشش نيكو و ارجمند ، از طرف نيكوكاران در راه تحول اوضاع همگانى از شرايطى ناگوار به‌وضعى بهتر است . تعجب ما در موضوع عدم تعرض « كانليوس » به مسئله برده‌دارى ، وقتى بر طرف مىشود كه مىبينيم بزرگان فلاسفه و قانونگذاران پيشين و رهبران بزرگى كه در راه تحول جوامع بشرى مىكوشيدند و آنهايى كه راه و رسمشان در آن دوران تاريك به‌خاطر زنده‌كردن و شكل‌دادن به عاليترين انقلاب‌هاى اجتماعى و اخلاقى بود ، نتوانسته بودند درباره جامعه بدون برده فكر بكنند ! از اينجاست كه مىبينيم آنان به‌خاطر همگامى با انگيزه شرافتمندانه انسانى كه در درونشان جوشش داشت و براى جوابگويى به احساس‌هاى عميق و بشردوستانه كه در دل و جانشان غوغا به‌پا كرده بود ، كوشش مىكنند

--> ( 1 ) . تاريخ اعلان حقوق الانسان ، ص 30