جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

537

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

كردند و پس از آنان انسان مجبور شد كه در مقابل مكتب آنان سر تعظيم فرود آورد زيرا كه راز زندگى كه زيبايى بود پيدا شد ! خداى من ! اين سخن چقدر شگفت‌انگيز بود ! در آن روز انسان نجيب ، از درون خود ، اصول و مبادى نجابت را به‌كمك‌گرفت و آنگاه حقيقت و نيكى و زيبايى ، محور گردشى گرديد كه زندگى ما بر دور آن به گردش درآمد . » « 1 » * * * تمدن روم نيز معنى و مفهوم دمكراسى را در بسيارى از حالات و اشكال خود شناخت ، و به‌نام آن انقلاب‌هايى به‌وجود آمد كه آزادىهاى سركوب شده و از بين رفته آنها را رهبرى مىكردند و بدين‌ترتيب ، راه را براى اعلان حقوق بشر در قرن هيجدهم ، هموار ساخت . روم مدت‌هاى دراز مركز نبرد در راه مساوات و تحقق آزادى بود . و از مظاهر و نمونه‌هاى اين نبرد ظهور انقلابى بود كه سيستم مونارشيك را تا مدتى از بين برد . و سپس سلسله پيكارهايى است كه ميان فرزندان ملت و طبقه اشراف به‌وجود آمد و سرآغاز آن ارادهء انسان براى رهايى از سرنوشت دردناكى بود كه اشراف براى او تعيين نموده بودند و از مواد اساسى اين قانون قانون اشراف آن بود كه رومىهاى آزاد اگر نتوانند بدهى خود را بپردازند ، خود و فرزندان و نزديكانشان بايد به‌طور كلى بنده و برده شوند « 2 » و البته اكثريت مردم در

--> ( 1 ) . همان منبع ، ص 11 - 12 ( 2 ) . بعضى از دستورات « قانون الواح دوازده‌گانه » را در اين مورد ، عيناً نقل مىكنيم : « اگر مقروض نتواند دين خود را ادا نمايد ، داين حق دارد او را به‌قتل برساند يا در ممالك ماوراء تيبر بفروشد . هرگاه تعداد طلبكاران از يك نفرتجاوز كند مىتوانند بعد از 60 روز بدن مقروض را قطعه‌قطعه نمايند » ! تاريخ عمومى ، آلبرماله و ژول ايزاك ، قسمت تاريخ رم ، جلد اول ، ترجمهء غلامحسين زيركزاده ، طبع سوم ، ص 45 ، چاپ تهران . . . م