جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

535

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

ندارد ، شاگرد دست خود را بالا برد و به‌شدت بر استادش زد و سپس برگشت ! « شعراى در تاريخ تمدن‌هاى قديم ، بدانسان كه در آتن تمجيد شده‌اند ، در هيچ جاى ديگر مورد تشويق قرار نگرفته‌اند ، براى آنكه شاعر در ميان آنان مركز نيروهاى خدايى بوده و كسى است كه پرده را از مقابل بينش انسان كنار زده و حجاب‌هاى نادانى را از بين برده و فنون و هنر را به او تعليم داده و علاقهء به عظمت و مجد را در او به‌وجود آورده است . و بدون شك ، آن‌طور كه آتنىها مىخواستند ، شاعر به‌خوبى از عهده حمل اين امانت برآمده است زيرا ملت خود را در راه زندگى بهتر و هستى زيباتر سوق مىداد و كودك براى درك مجد و عظمت ، اثرى بهتر از سرودهاى جاودانهء اين شعرا نمىيابد . براى آنكه شعر زيبايى را كه كودك حفظ كند ، در هر زمان و لحظه‌اى كه در پيش دارد ، همراه وى خواهد بود و او را در راه زندگى بهتر و زيباترى سوق خواهد داد . و در آغوش خداوندان شعر و هنر ، دل‌ها و آرزوهاى يونانيان رشد يافت و به آنان امكان داد كه پس از آن به آنچه عظمت قهرمانانشان به‌وجود آورده بود ، عشق بورزند . و البته شعراى آتن دل‌هاى مردم را با زيبايى روشن ساختند و پرتو آنان چنان روشنى بخش بود كه بر همهء مفاهيم درونى انسان زيبا و آزاد تابيد و آن را روشن و نمايان ساخت و به يونانيان امكان داد كه خودشان اسرار و رموز اشياء را دريابند » « 1 » . اگر ما به‌طور صحيح اين مسئله را ارزيابى كنيم كه بزرگداشت فن و

--> ( 1 ) . با تصرفات زياد از كتاب سقراط ، تأليف دكتر على حافظ بهنسى