جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
511
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
خصلتهايش متوجه ايجاد حس اجتماعى و فكر اجتماعى و تكوين شخصيت اجتماعى گرديد . و از آثار و نتايج اين توجه به خصلتهاى طبيعت انسانى آن بود كه شخصيت اجتماعى در قرون جديد ، محور قوانين و اصول گرديد و نشانه عصر ما ، آن خصلت اجتماعى گرديد كه مىكوشد حقوق و آزادىهاى فرد را در آن چهارچوبى مراعات و نگهدارى كند كه او و ديگران را ، با هم در برگيرد . . . و بنابراين ما امروز ورثه هزاران ميليون از افراد بشرى هستيم كه اين پيكار را آغاز نمودند و علل و عوامل ، هدفها و غايات آن را ، كمكم ، و مرحله بهمرحله روشن ساختند و راه را بهسوى « حقوق بشر » باز و هموار كردند . پس در واقع نظاماتى كه تمدنهاى جديد در شئون آزادى و برابرى بهوجود آوردند و برنامههايى كه در راه برادرى جهانى بشرى پىريزى كردند و اين مبادى و اصولى كه راه را به تحقق اين برادرى ختم مىكند ، همه اينها ، محصول كوشش مشترك در تاريخ طولانى انسانيت است . از نكاتى كه احساس ما را نسبت به برادرى جهانى بشرى تحكيم مىبخشد ، آن است كه در اين كوشش مشترك و بزرگى كه به آن اشاره نموديم ، تنها ملتى از ملتها يا سرزمينى از سرزمينها و يا گوشهاى از نقاط جهان ، شركت نداشته ، بلكه همگى در آن همكارى و همفكرى داشتهاند و در واقع بشريت در اين كوشش ثمربخش يك وحدت متكافل و متعاونى است و فرهنگهاى بزرگ انسانى ، با همه اختلافهايى كه در شكلها و رنگها و موضوعات دارند ، مصنوع واحدى است كه از هر عصرى براى بافتن آن نخى و از هر ملتى دست سازندهاى را بهيارى گرفته است !