جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
59
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
شيعه از قبيل مرحوم آيتالله « سيد شرفالدين » « 1 » قرار گرفت و مؤلف تقريضهاى بىشمارى از اطراف و اكناف عالم اسلامى دريافت نمود . . . اما اگر بخواهيم منصفانه داورى كنيم و درباره كتاب و فكر بلند « جرج جرداق » سخنى بگوئيم ، بايست صادقانه بپذيريم كه در اين زمينه ، هيچيك از نويسندگان مسيحى شرق و يا مستشرقين غرب ، نتوانستهاند كه به پايه « جرج جرداق » برسند . بدرستى كه اين سخن مرحوم آيتالله شرفالدين « 2 » عين حقيقت است : يا جرداق ؟ ان شئت ان نقول فى عبقريتك و فى سفركالقيم الخالد ، كلمة ، فيجب ان تعيرنا بيانك و بنانك ! و با صرفنظر از « بولس سلامه » ، چنان كه اشاره شد ، مىتوان گفت كه هيچ پژوهشگر يا نويسندهء ديگرى تا به امروز نتوانسته بود مانند « جرج جرداق » شخصيت عظيم و جهانى رهبر بزرگ شيعيان ، امام علىبن ابيطالب ( ع ) و انديشههاى والاى اجتماعى ، سياسى و اقتصادى آن حضرت را مورد تجزيه و تحليل دقيق و عميق قرار دهد .
--> ( 1 ) مرحوم « شرفالدين » نامهاى را كه بر « بولس سلامه » نوشتهاند ، اينطور شروع مىكنند : « تو ! اى بولس صلح و خير ، و اى متمسك به لواء نبوت و امامت . اى جوان صلح و صفاى مسيح ، و قهرمان شجاعت محمد ( ص ) و اى عزاخوان شهيدان : على و حسين ( ع ) ، بهخدا كه حبيب قلب و نور چشم من هستى . » ( رجوع شود به مقدمه كتاب : عيدالغدير تاليف « بولس سلامه » صفحه 13 ، چاپ لبنان ) ( 2 ) مرحوم آيةاللَّه شرفالدين در نامهاى ديگر كه به « جرج جرداق » فرستادهاند ، مىنويسند : « . . ان شئتم ان اقول فى عبقريتكم كلمة فأعيرونى بيانكم » - اگر بخواهيد درباره عظمت شخصيت شما كلمهاى بگويم ، بايد بيان خود را به من امانت بدهيد ! . . . » ( رجوع شود به ج 5 « الامام على : على و القومية العربية » بخش پايانى ، چاپ بيروت ، صفحه 1244 )